تماماً درّه و كنارههاى رودخانهء منجيل بود ، با آن كه راهها شوسه و اغلب طرف پردگاههاى [ پرتگاههاى ] راه ، به قدر سه چارك ارتفاع و چهار ذرع عرض با سنگ و آهك و گچ ، ديوار كشيدهاند كه مال و آدم و كالسكه و گارى پرد [ پرت ] نشود . مع هذا زهرهء انسان آب مىشد ، از تصوّر ديدن آن كه مبادا شخص فرد [ پرت ] شود .
[ 3 ] امّا از آنجا كه فضل خداوند شامل حال بندگان مىباشد از خطرات عظيمه حفظ مىفرمايد . در رشت حضرت مستطاب اشرف ارفع امجد افخم الدوله شاهنشاه زادهء اعظم عضد السلطان - دامت شوكته الوالا - هنگام ورود بنده به رشت كالسكه و يدك و چند نفر از معاريف عملهجاتشان را به استقبال فرستاده بودند و نيز جناب حاجى سيد رضى كه از تجّار و ملاكين معتبر رشت مىباشد از برادر و بستگان خود با يدك و غيره به استقبال فرستاده بود و تا نيم ساعت به غروب مانده در يك فرسخى شهر معطّل شده ، ديده بودند آثارى از بنده تا آن وقت پيدا نشد ، معاودت به رشت نموده بودند . پس از معاودت آنان به فاصلهء نيم ساعتى به آنجا رسيديم . اهل قهوهخانه نزديك به شهر اين تفصيل را بيان نمودند .
مختصراً يك ساعت و نيم از شب گذشته به خانهء جناب حاجى سيد رضى وارد شديم . فرداى آن روز [ حاكم ] ايالت [ ظ ] رشت يك طاقه شال كشميرى مرحمت فرموده ، به عنوان تبريك ايفاد و التفات فرموده بودند . به آورنده ده عدد اشرفى داده شد . روز بعد از ورود ، خودم شرفياب حضور مباركشان شدم . كمال تفقّد و مرحمت مبذول داشتند . يك ساعت خدمتشان بوده ، يك پياله چاى صرف و مستظهراً
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١٠٥