مشايخ مورد اطمينان حديث كه در همسايگى حضرت هادى و حضرت عسكرى ( عليهماالسلام ) زندگى مىكردند ، از قول آن دو بزرگوار ، نقل كردند كه فرمودند :
هنگامى كه خداوند متعال مىخواهد امامى را خلق كند ، بارانى از آبهاى بهشت در آب « مُزن » مىبارد و به داخل ميوههاى روى زمين مىرود و حجت خدا در آن زمان ، از آن مىخورد . هرگاه در آنجايى كه بايد جايگزين و مستقر شود ، استقرار يافت ، چهل روز از آن مىگذرد و صدايى مىشنود . چهار ماه كه گذشت ، بر بازوى او نوشته مىشود : (
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
) .
بعد از آنكه متولد شد ، ستونى از نور براى او ، در هر روز ، برپا مىشود كه در آن ستون ، مردم و اعمال آنها را مىنگرد و فرمان خداوند در آن ستون ، نازل مىشود و به هرجا رود ، آن ستون در جلوى چشم آن حضرت است و به آن مىنگرد .
حضرت عسكرى ( ع ) فرمود كه روزى از منزل خود ، نزد عمههايم رفتم . كنيزى از كنيزان آنها را كه زينتداده شده و آراسته بود ، ديدم . نام او نرجس بود . مدتى طولانى به او نگاه كردم . عمهام پرسيد : « آقاى من ! شما خيلى نگاه تند ، به اين كنيز كردى » ؟ !