خدا ، به نزد من آييد كه فرزند اشترم . بهترين فراريان شما كسانى هستند كه باز به دشمن حمله كنند و كسى كه به ميدان آيد ، پشيمان نمىشود » .
سربازان كه از يك سو ، ابراهيم را آنگونه در حال مبارزه مىديدند و سخنانش را مىشنيدند و از سوى ديگر ، كبوتران سفيد رنگ را بالاى سر خود ديدند ، روحيهشان دو چندان شد و با همه قدرت به دشمن يورش بردند . اواخر روز بود كه باقى مانده لشكر شام قلع و قمع شد و ابن زياد فرار كرد و سپاه ابراهيم با پيروزى كامل شكر خداى را به جا آورد .
ابراهيم سپاه ابنزياد را چنان درهم ريخت كه عدهاى از آنان براى فرار خود را به رودخانه افكندند و غرق شدند . او در اين نبرد كه به جنگ « نهر خازر » شهرت دارد ، « 1 » قابليتهاى فرماندهى خود را بروز داد و اين نبرد بارزترين عرصه ظهور و بروز اين فرمانده شجاع بود . براساس نقلى در اين جنگ ، سپاه بيست هزار نفرى عراق بر لشكر هشتاد و سه هزار نفرى شام به فرماندهى عبيدالله بن زياد فائق آمد و ابن زياد نيز در نبردى تن به تن با ابراهيم به هلاكت رسيد و بدين ترتيب انتقام خون شهداى كربلا از سپاهيان شام گرفته شد .
نقل شده است ابراهيم چون شير خشمناك و همانند
هامش
( 1 ) . خازر ، نهرى در ناحيه موصل است كه در كنار آن نبرد ابراهيم با عبيدالله بن زياد رخ داد . معجم مااستعجم ، ج 2 ، ص 484 .