تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابراهيم بن مالك اشتر نخعى ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
تأييد كرد كه او ، ابن زياد است . آن‌گاه ابراهيم گفت : « خداى را سپاس كه قتل و كشتن او را به دست من انجام داد » . سپس به دستور ابراهيم زره قيمتى ابن زياد را از تنش بيرون كردند و به ابراهيم دادند ؛ زيرا ( در ميدان جنگ ) چيزى كه از آن مقتول است ، به قاتلش مىرسد . در اين نبرد ، حصين بن نمير سكونى و شرحبيل بن ذى الكلاع حميرى نيز كه از افراد برجسته سپاه شام و از صاحب منصبان و از افراد وفادار به حكومت بنىاميه بودند ، به قتل رسيدند . « 1 » مهم‌تر از همه افتخار كشتن ابن زياد ، فرمانده كل سپاه اموى ، به ابراهيم رسيد . ابراهيم سرهاى اشراف و بزرگان بنىاميه را براى مختار فرستاد . او بسيار خوشحال شد و دستور داد سرها را در محل دارالاماره - جايى كه سرهاى شهداى كربلا را نصب كرده بودند - نصب كنند . « 2 » سپس مختار سرها را براى محمد حنفيه و امام زين العابدين ( ع ) فرستاد . امام سجاد ( ع ) با ديدن سر ابن زياد شاد شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 259 . ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 250 . ( 3 ) . ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 4 ، صص 513 - 516 ، 556 ؛ فتوح ، ج 6 ، ص 183 ؛ بحارالانوار ، ج 34 ، صص 383 - 386 . در تاريخ يعقوبى چنين آمده است : « إِنَّ عَلِىَّ بْنَ الحُسَيْنِ ( ع ) لَمْ يُرَ ضاحِكاً قَطُّ ، مُنْذُ قُتِلَ أَبُوهُ إِلَّا فِي ذلِكَ الْيَوْمِ » ؛ « امام سجاد از روزى كه پدر بزرگوارش به شهادت رسيد ، خندان ديده نشد تا آن روز كه سر ابن زياد را نزدش آوردند » . ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 259 )