ابراهيم اشتر ، موفق شد راشد بن اياس از فرماندهان دشمن را به قتل برساند و سپاهش را درهم شكند . « 1 »
درحالى كه شبث بن ربعى و يزيد بن حارث مختار و نيروهايش را محاصره كرده بودند ، وقتى خبر پيروزى ابراهيم به مختار رسيد ، خوشحال شد و نيروهايش نيز توان تازهاى يافتند و با روحيه بهترى مبارزه را ادامه دادند . حلقه محاصره هر لحظه تنگتر مىشد و خطر شكست ، انقلاب را تهديد مىكرد كه ابراهيم سر رسيد و خودش به طرف نيروهاى شبث بن ربعى رفت و خزيمة بن نصر را به طرف نيروهاى يزيد بن حارث فرستاد . دشمن كه حضور ابراهيم را ديد ، وحشت زده شد و شروع به عقب نشينى كرد و اينگونه حلقه محاصره شكسته شد . « 2 »
ابراهيم در محله مراد ( از قبايل يمنى ) با راشد بن اياس روبهرو شد و با شجاعت صدا زد :
اى ياوران من ! از دشمن نهراسيد ؛ زيرا يك مرد از شما ، مقابل ده مرد آنان مقاومت مىكند . (
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ . . .
) « 3 » ؛ « چه بسا گروه اندك كه عده زيادى را مغلوب مىكنند » .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 392 .
( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 6 ، صص 26 و 27 .
( 3 ) . بقره : 249 .