مردى به نام ابوقطن در ميان نيروهاى اياس حضور داشت كه مشاور و محافظ وى محسوب مىشد و همچنين با ابراهيم ، سابقه رفاقت و دوستى داشت . ابراهيم او را صدا زد : « اى ابوقطن ، پيش بيا » اياس كه گمان مىكرد ابراهيم مىخواهد او را واسطه قرار دهد و امان بگيرد ، به او اجازه داد تا نزد ابراهيم برود . ابوقطن درحالىكه نيزهاى بلند در دست داشت ، به سمت ابراهيم آمد . وقتى نزديك ابراهيم رسيد ، او با زيركى تمام نيزه را از دست ابوقطن ربود و به اياس حمله كرد و در يك لحظه ، او را از پاى درآورد و سر او را جدا كرد و به خانه مختار برد . بقيه سربازان اياس نيز وقتى قتل فرمانده را ديدند ، فرار كردند . « 1 »
در گزارش ديگر آمده است :
در شبى كه قرار بود قيام شروع شود ، ابراهيم پس از خواندن نماز مغرب با يارانش حركت كرد و به باب الفيل رسيد و از آنجا به مقابل خانه عمرو بن حريث رسيد . اياس بن مُضارب با جماعتى از شرطگان راه بر او بستند . ابراهيم پس از گفتوگويى ، با نيزهاى كه از يكى از ياران اياس ربود ، اياس را مجروح [ كرد ] و او را بر زمين افكند و مردى از ياران خود را فرمان داد تا سر از تنش جدا كند . در پى آن ياران اياس گريختند و نزد والى كوفه ابن مطيع رفتند .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 390 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 6 ، صص 19 - 21 .