وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً آن برادر كافر در بوستان خود داخل شد در حالى كه بنفس خود ستم نموده و چنان دنيا و مال او را مست و ظالم بنفس خود گردانيده كه گمان ميكرد مال و حيات او فناءپذير نخواهد بود اين بود كه گفت گمان نميكنم هيچ وقت اين باغ فانى گردد . وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً و ببرادر مؤمن خود گفت اگر به گمان تو آخرتى باشد و من بسوى پروردگارم برگردم هر آينه مىيابم نزد او بهتر از اين باغ و بوستانى كه فعلا دارم آن بدبخت گويا آخرت را مقايسه به دنيا مينمود و گمان ميكرد هر كس در دنيا به ظاهر عزيز و داراى شرافت و مال است اين كس نزد خدا عزيزتر و محترمتر خواهد بود ، و هر كس در دنيا فقير و بينوا به نظر ميآيد در قيامت نيز چنين است و خدا هر كس را دوست ميدارد عزّت و مال و شرافت بوى ميدهد ولى بيچاره نميدانست كه مطلب به عكس آنست كه تصوّر مينمايد خوشبختى و شرافتمندى دنيا و آخرت براى مؤمنين است چنانچه در سوره يونس ( ع ) آيه 65 فرمود ( إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً ) و در سوره فاطر آيه 9 فرموده مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً و در سوره منافقين آيه 7 فرموده ( وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ عزّت حقيقى مخصوص به خداوند تعالى است ، كما اينكه همه چيز مخصوص به او تعالى است اوّلا و ثانيا عزت را برسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و بمؤمنين واقعى نه اسمى عطاء فرموده است .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٣٢