إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
به اين دو صفت از اسماء اللَّه خود را معرفى مينمايد و گويا بمشركين خطاب مينمايد كه اى مشركين گمراه كه از جهل و بيخردى بپستترين موجودات متمسّك ميشويد و نمىفهميد كه الهيت و سزاوار پرستش آن كسى است كه توانا و غالب است و مغلوب نخواهد شد و خدايان شما عاجزتر و ضعيفتر از كوچكترين موجوداتند كه نه بر خلقت مگسى قدرت دارند و نه از خود دفاع توانند نمود حتى نتوانند شيئى را كه مگسى ربوده از او بگيرند و به خود برگردانند با اين حال چگونه آنان قابل پرستش ميباشند .
اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
اصطفاء مأخوذ از صفو است يعنى خالص چيزى ، راغب گفته ( الاصطفاء تناول صفو الشيء كما انّ الاختيار تناول خيره و الاجتباء تناول جبايته ) .
ظاهرا آيه در مقام ردّ اعتراض كافرين است كه در بعض آيات بيان نموده كه ميگفتند چگونه از بين ما افراد بشر يك نفر را براى پيمبرى و رسالت خود انتخاب نموده همه در لوازم بشريت مانند هم ميباشيم در پاسخ آنان فرموده :
خدا شنوا و بينا است از بين انواع ملائكه و افراد بشر خالصترين و زبدهترين آنها را براى رسالت خود انتخاب مينمايد .
آرى كفار ظاهر را مينگرند و چشم باطنبين ندارند فقط جسم رسول را مىبينند و از حقيقت او بىخبرند نميدانند كه چه گوهر گرانبهايى و چه روح قدسى در جان و روان او پنهان است قوله تعالى
( اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ )
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
خدا ميداند آنچه بين دستهاى خلق است از حالات قيامت و آنچه در آينده براى آنها است
( وَ ما خَلْفَهُمْ )
و آنچه را كه از دنياى خود بجا گذاشتهاند و مردهاند و بقولى
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
يعنى ميداند اول اعمال آنها را
( وَ ما خَلْفَهُمْ )
ميداند آخر اعمالشان را ، و بقول ديگر ميداند آنچه را كه پيش از