وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ
( و كذلك ) شايد اشاره به اين باشد كه آنان را بيدار نموديم پس از خواب سيصد و ده ساله كه دانسته شود كه خداوند بر زنده كردن مردگان در قيامت قدرت دارد و عجيب بنظرشان نيايد .
خلاصه پس از بيدار شدن از حالاتشان فهميدند خواب سنگينى رفتهاند لكن مقدار آن را نميدانستند ، اين بود كه يكى از آنها سؤال نمود كه شما چه مقدار خواب بوديد گفتند يك روز يا بعض از يك روز ، گويند تمليخا كه بزرگ آنها و داناتر بود بفراست فهميد كه خيلى خواب رفتهاند گفت خدا داناتر است كه ما چه مقدار خواب بودهايم .
فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ
( الى قوله تعالى )
إِذاً أَبَداً
و حكايت آن مشروحا بيان شده و چگونگى اطلاع آنها بر حال و مدت خوابشان هم بر خودشان و هم بر ديگران ظاهر گرديد مختصر نموديم .