توضيح آيات
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
اى محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ما داستان اصحاب كهف و شرح حال آنها را براى تو حكايت ميكنيم ( نبأهم ) نبأ خبر با فائده بزرگ است كه از او علم حاصل شود قال الراغب ( النبأ ، خبر ذو فائدة عظيمة يحصل به علم او غلبة ظنّ و لا يقال للخبر فى الاصل نبأ حتّى يتضمن هذه الاشياء الثلاثة ) . ( پايان ) و چون حكايت آنها از عجائب و امر غير عادى به نظر ميآيد اين است كه آن را ( نبأ ) ناميده ، و شرح حال و گذارش آنان آن طورى كه مطابق واقع و حقيقت است چنين است : آنها جماعتى بودند كه از روى حقيقت و درستى بپروردگارشان ايمان آورده بودند و ما بر هدايتشان افزوديم .
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
( الى قوله تعالى )
مِرْفَقاً
چنانچه در شرح آنها گفته شده ( دقيانوس ) آن سلطان مشرك جبّار در زمان سلطنتش مؤمنين را ميگرفت و بجبر و تهديد آنها را ببتپرستى امر مينمود از جمله جماعتى را كه بنام اصحاب كهف شناخته شدند حاضر گردانيد و به آنان گفت اگر بدين من و بتپرستى نگرويد شما را سنگسار خواهم نمود ، و چون ايمان در قلب آنها ريشه دوانده بود و در يكتاپرستى راسخ گرديده بودند در مقابل آن سلطان ظالم ايستادگى نمودند و گفتند پروردگار ما ربّ و پرورش دهنده آسمانها و زمين است و ما هرگز به غير او خدايى نميخوانيم و اگر غير از اين بگوئيم حقيقة ما حرف دور از حق و صواب گفتهايم .
و آنها با آن استقامت و عزمى كه داشتند هيچ انديشه نكردند و بر اثبات آلههاى كه آنها براى خود انتخاب نموده بودند طلب دليل و حجت نمودند زيرا كه هيچ مدّعايى را بدون دليل ظاهر نتوان قبول نمود ، و آنان را بارشاد عقلى