تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
كهف آنها دور ميزد ، هنگام طلوع از طرف راست كوه طلوع مينمود و وقت غروب از طرف چپ كوه غروب مينمود و ضررى به آنها وارد نميآمد زيرا ظاهرا كوه در نقطه قطب واقع بود . و داستان اصحاب كهف از آيات خدا است كه بمردم بفهماند كه خداوند تعالى بر نگاه داشتن ارواح مردگان توانا و بر زنده نمودن آنها و اعاده روحشان در سراى ديگر ببدنشان قادر است و كسى كه پس از اسباب هدايت كه در دسترس هر كسى گذارده شده و بانواع و اقسام راهنمايى طريق هدايت را بوى آموخته پس او پيرو امر حق تعالى و مطيع سفراى الهى گرديد چنين كسى بارشاد آنها از ضلالت و گمراهى نجات يافته و فضيلت و سعادت انسانى را دريافته و بكمال انسانيت فائز گرديده ، لكن كسى كه از راه حقيقت منحرف گرديده و دنبال رهروان بسوى حق تعالى را نگرفته البته گمراه ميگردد و بچاه خود سرى در لجن‌زار طبيعت فرو خواهد رفت و ديگر دوستى و فريادرسى نمىيابد كه او را از چاه بدبختى نجات دهد .
وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
الخ ( تحسبهم ) خطاب است بهر كسى كه آنها را ببيند ( ايقاظ ) جمع ( يقظ ) بكسر قاف است يعنى بيدار ، زيرا كه آنها خوابند و چشمهاى آنها باز است كسى كه به آنها نظر كند گمان مىكند بيدارند ، و بقولى بكثرت گرديدن آنها از راست به چپ كه بدنشان در خاك نپوسد گمان مىشود كه بيدارند . ( باسط ذراعيه ) حكايت حال ماضى است زيرا كه اسم فاعل عمل نميكند مگر وقتى كه بمعنى مضارع باشد و سگ آنها در پيشگاه غار بر آستانه غار دو دست خود را پهن كرده و سر خود را روى دست گذارده و اگر تو بر آنها مطّلع شوى ترس و رعب تو را ميگيرد و از آنان روى گردانيده فرار مىنمايى .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 16 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )