متذكر نمودند و گفتند كيست ظالم و ستمكارتر از كسى كه بر خدا دروغ ببندد و بتهاى ناچيزى را شريك خداى آسمانها و زمين گرداند ، وقتى نصيحت آنها سودمند نگرديد و دقيانوس گفت يكى از دو كار را بايستى انتخاب نمائيد ، يا بدين بتپرستى درآييد و سالم بمانيد يا شما را سنگسار خواهيم نمود و گويند آن لعين به آنها چند روز مهلت داد كه در كار خود فكر كنند كه كدام يك از اين دو را انتخاب نمايند ، آرى كسى كه ايمان در قلبش رسوخ پيدا نمود و قلبش مطمئن بايمان گرديد اگر بدن او را قطعه قطعه نمايند دست از ايمانش برنميدارد حكايات قرآن و تمثيلات آن تماما براى تذكّر و اندرز بشر است و بايد بدانند چنانچه خودش در سورهء العنكبوت آيه 2 فرموده
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
ما را متنبّه ميگرداند كه به مجرد اينكه اظهار ايمان نمائيد از شما پذيرفته نميشود مگر وقتى كه در مورد آزمايش واقع گرديد ، اين بود كه اين جماعت در مورد امتحان واقع گرديدند .
خلاصه آن جماعت وقتى ديدند چارهاى ندارند يا بايد تسليم دقيانوس گردند و بدين وى درآيند يا در كنارى خود را پنهان دارند ، آن مردان پاك از خانه و منزل و اهل و عيال دست برداشتند و از شهر بيرون رفتند و فكرشان مقصور بر عبادت حق تعالى گرديد و در كهف منزل گرفتند و چون چنين بودند و از بوته امتحان خالص بيرون آمدند و برحمت خدا اميدوار بودند خداوند رحمت خود را براى آنها پهن گردانيد و براى آنها كارشان را آسان ساخت و از كرم خود مسئول آنها را اجابت فرمود .
وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ
الخ و از جمله تفضّلات الهى در باره آنها اين بود كه براى اينكه بدن آنها از تابش آفتاب گداخته نگردد طورى مقرّر شده بود كه خورشيد بر اطراف