عظمت او به همه جا احاطه دارد .
خلاصه گويا تذكر ميدهد كه پس از باز شدن سدّ يأجوج و مأجوج دفعة قيامت برپا ميگردد و در مقام بيان حال كفار فرموده كه هنگام ورودشان در قيامت عظمى وقتى واقعه قيامت را مينگرند از شدّت هول و اضطراب چشمهاى آنان راست مىايستد و گويند اى واى بر ما و بر غفلت ما كه از اين روز غافل بوديم بلكه ما بر خود ستم نموديم و پيمبران كه مصلح و خيرخواه ما بودند آنها را تكذيب نموديم و نسبت سحر و دروغ به آن بزرگواران داديم و امروز بچنين روز سياهى گرفتار گرديديم .
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ ، لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ ، لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ
( حصب ) به سكون صاد مصدر و بمعنى رمى و انداختن ريگ است ، گويا بكفار از روى قهر و غضب خطاب ميرسد كه شما مشركين با معبودان خود سنگ و ريگ جهنّميد و جايگاه هميشگى شما جهنّم است و در آن جاويدانيد ( زفير ) ناله از شدّت عظيمى است كه بزرگتر از آن تصور نداشته باشد اين است كه ( زفير ) را تشبيه به صورت حمار نمودهاند و گويا از ناله جهنميان گوشهاى آنها كر ميگردد و آنها در جهنّم چيزى كه سبب اميدوارى آنها باشد نمىشنوند .
و بقول بعضى از مفسرين ( حصب و حضب ) بصاد و ضاد آن چيزى را گويند كه براى افروختن آتش مهيّا گرديده است اين است كه ابن عباس حصب را تفسير بوقود يعنى آتشگيرانه كرده .
خلاصه آيه مشعر بر اين است كه كفار و مشركين به همان كفر و شركشان جز كوره جهنم كه منزلگاه هميشگى آنان است لايق مقامى نميباشند .
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
پس از آن تهديد و انذار كافرين و مشركين چنانچه عادت قرآن بر اين است