كه بايد آگاه باشند نيستند اينست كه از آن اعراض مينمايند .
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ
اين آيه مقول قول مشركين است كه ملائكه را بنات اللَّه ميگفتند يا عيسويان و يهوديان عيسى و عزير را پسر خدا مىناميدند و اولاد خدا ميدانستند ، حق تعالى منزّه و مبرّا از آنست كه اولاد بگيرد بلكه ملائكه و آنچه را كه نسبت به خدا ميدهند مثل حضرت عيسى ( ع ) آنان بندگانى ميباشند كه از طريق عبادت و بندگى نزد خدا گرامى و ارجمند گرديدهاند و چون مشركين به گمان اينكه اينها مقرّب عند اللَّه ميباشند آنان را شفيع خود ميدانستند آيه عقيده سخيف آنها را ردّ مىكند كه آنها بدلخواه خود چيزى نميگويند و به آنچه مأمورند عمل ميكنند ، مفسرين در شأن نزول آيه گفتهاند كه آيه در ردّ عقيده سخيف خزاعه و جماعتى از مشركين وارد شده كه آنان ملائكه را بنات اللَّه دختران خدا ميگفتند لكن آيه اطلاق دارد و مورد مخصص نميشود .
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ
گمان نكنيد كه آن بزرگواران بر خدا پيشى گيرند و پيش از آنكه فرمان الهى جارى گردد بدلخواه خود سخنى يا درخواستى نمايند چنانچه در باره بنده خاص و رسول خود محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده
ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
چنينند پيمبران و ملائكه مقرّبين كه مطيع امر الهند و خودشان و اراده آنها فانى در وجود و اراده حق تعالى است .
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
و بعض ديگر از اوصاف ( عباد مكرمون ) اين است كه خدا عمل و رويّه آنان را ميداند و علم او به تمام حالات آنها از آنچه جلو آنها يا عقب آنها است احاطه دارد و ميداند كه آنان شفاعت نميكنند مگر كسى را كه خدا راضى باشد بشفاعتشان و آنها از عظمت و هيبت الهى لرزان و ترسناكند ، و اين آيه دوم مربوط به همان آيه بالا است كه بايد مشركين كه اينها را پرستش ميكنند باميد اينكه شفيع