( أَ فَلا تَعْقِلُونَ )
همزه استفهام در مقام سرزنش است كه چرا در اين كتاب مقدّس كه شرافت و فضيلت و دستور العمل زندگانى شما در آن است فكر نميكنيد و تعقل و تدبر در آيات معجزنماى آن نداريد .
وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ
( تا قوله )
خامِدِينَ
( كم ) عبارت از عدد است و دلالت بر كثرت دارد و استعمال مىشود در استفهام و نيز در خبر دادن از چيزى و اگر استعمال در خبر شد گاهى ( من ) داخل اسم بعد از آن مىشود مثل همين آيه . ( قاله الراغب ) اين آيه بيان مىكند نكبت حال كفار و عذابهايى كه در اثر كفر و جحود و مخالفت پيمبران دامنگير آنان شده يعنى چه بسيار از قريهها و دهها كه اهل آن را هلاك گردانيديم و پس از آنها جماعت ديگرى را ايجاد نموديم و وقتى اهل آن قريه حسّ عذاب نمودند .
إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ
( اذا ) مفاجات است وقتى آنان از آن عذاب ناگهانى گريختند بطور توبيخ و سرزنش گويا به آنان گفته مىشود نگريزيد و فرار نكنيد برگرديد بخانهها و مسكنهايى كه در آن متنعم بوديد
( لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ )
شايد مورد سؤال واقع گرديد مفسرين در شأن نزول آيه گفتهاند اين آيات در باره اهل حصور وارد گرديده و آن دهى است در يمن و اهل آن عرب بودند خداى تعالى پيمبرى براى آنها فرستاد او را تكذيب نمودند و كشتند حق تعالى بخت نصر را بر آنان گماشت و آنها را كشت و خانههاى آنان را خراب كرد و مالشان را بغارت برد و زن و فرزندانشان را اسير گردانيد وقتى چنين ديدند پشيمان گشته و پشيمانى ديگر سودى نداشت رو بفرار گذاردند وقتى گريختند فرشتگان بطور استهزاء به آنان گفتند :
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ