بگذشته كم ميگردد
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ
يعنى آنها در غفلتند ( معرضون ) از تفكّر در آن اعراض ميكنند . ( خلاصه از مجمع البيان ) 2 - بقول بليغتر ( كلّ هو آت آت ) هر چه آمدنى است خواهد آمد ، از قيس بن ساعده كه سالها پيش از ولادت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بوده چنين نقل ميكنند كه در بازار عكاظ بر شترى نشسته بود و مردم را موعظه مينمود و ميگفت اى مردم كسى كه زندگى كند ميميرد و كسى كه مرد فوت ميگردد و هر چه آمدنى است خواهد آمد .
3 - مقصود از ( حسابهم ) محاسبه اعمال آنها است كه خداى تعالى در قيامت به حساب اعمال مردم ميرسد نه اينكه روز قيامت بنحو مجاز يا بتقدير زمان باشد چنانچه بعضى توجيه كردهاند و گفتهاند كه زمان در قرب و بعد اصل است و قرب و بعد نسبت بحوادثى است كه واقع در زمان است زيرا كه غرض در اين مقام تذكر بنفس حساب است كه متعلّق باعمال مردم است زيرا كه مردم مسئول از اعمالشان ميباشند پس در حكمت الهى واجب است كه مردم را متذكر گرداند بر آنچه از آنها سؤال مىشود و بر مردم واجب است كه جدا استماع نمايند و عمل كنند نه بلهو و لعب مشغول گردند ، آرى اگر موضوع كلام بيان اهوال قيامت و آنچه براى مجرمين آماده شده است مىباشد مناسب چنين بود كه تعبير شود بروز حساب يا زمان در تقدير گرفت . ( تفسير الميزان ) 4 - توجيه ديگر كه به نظر صحيحتر مينمايد اين است كه گفته شود اگر چه قرب و اقتراب بمعنى قلّت زمان يا قلّت مسافت است لكن چون ( اقترب ) مخصوصا وقتى كه به ( لام ) متعدّى گرديد دلالت بر منتهاى نزديكى دارد و منتهاى نزديكى شيئى بشيئى ديگر وقتى است كه با هم در زمان مرتبط باشند مثل علّت تامّه با معلول كه معلول و لو رتبة متأخر از علت است لكن فاصله زمانى بين آنها نيست اين است كه در اينجا ممكن است گفته شود كه چون حساب متفرع بر عمل است و نيز علم خدا محيط به زمان و زمانيات است اين آيه ميخواهد افراد