آرزوى او تمام نشده گشادهاى دارد كه به او نميرسد .
وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى ، قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً
و چون آدمى كه از ذكر حق تعالى اعراض نمود چشم دلش كور مىشود و زندگانى دنيا بر او ضيق ميگردد در قيامت كه هر چيزى بحقيقت خود ظاهر ميگردد چشم دل و سرش هر دو كور گرديده و در محشر كور وارد مىشود آن وقت در مقام اعتراض برميآيد كه اى پروردگار من براى چه مرا كور محشور نمودى من كه در دنيا بينا بودم .
قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى
جواب ميرسد چون آيات ما از كتابهاى آسمانى و ارسال پيمبران آمد تو را و آن را فراموش نمودى و نديده انگاشتى همين طور ما امروز كه روز مجازات است
( جَزاءً وِفاقاً )
چون جزاء بايستى مطابق عمل انجام گيرد ما نيز امروز با تو معامله فراموشى نموديم و تو را كور محشور گردانيديم .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى
ظاهرا واو در ( و كذلك ) استيناف است و اسراف تجاوز نمودن از حدّ اعتدال است و آيه اطلاق دارد و شامل ميگردد هر كسى را كه از حدّ خود تجاوز نمايد و بالاترين و جامعترين چيزى كه اسراف بر آن صادق ميآيد اسراف در كفر و تجاوز نمودن از حدّ خود و ايمان نياوردن بآيات تكوينى و تشريعى پروردگار است كه چنين كسى هم معيشت و زندگانى دنياى وى سخت و ناگوار ميگردد و و هم بكورى قيامت مبتلا خواهد گرديد و البته عذاب آخرت از كورى و جهنم و آن مجازاتهاى سخت كه به زبان پيمبرانش خبر داده هم سختتر و ناگوارتر و هم باقىتر است زيرا كه دنيا دار فناء و آخرت دار بقاء است .