گفته
( فَمَنْ رَبُّكُما )
خداى تعالى خود را به اين آثار معرّفى مينمايد .
و ديگر تفضلاتى كه در باره انسان نموده به او ياد آورى مىكند كه از جمله آنها اين است كه زمين را مهد و گهواره قرار دادهايم كه انسان در آن آسايش نمايد و اين آيه تأييد مينمايد آنچه را كه در كشفيات جديد ثابت نمودهاند كه زمين على الدوام بدور خود ميچرخد بخلاف اهل هيئت قديم كه عقيده داشتند كه خورشيد و آسمانها شب و روز در زمين مىچرخند و زمين ثابت و بىحركت است ، و اينكه زمين را در آيه تشبيه مينمايد بگهواره كه براى آسايش طفل حركت مىكند تطبيق ميگردد با همين كشفيات جديد زيرا كه همين طورى كه گهواره رفت و آمد مىكند گويند حالت زمين همچنين است .
وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها فَكَذَّبَ وَ أَبى
كلّ آيات و معجزاتى كه بفرعون نمايش داده شده آن آيات نهگانه است كه در سوره بنى اسرائيل آيه 103 فرموده
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ
كه از جمله آنها عصا و يد بيضاء بوده كه در اول دعوت بوى ارائه داد و فرعون اين معجزات ظاهره را تكذيب كرد و اباء نمود .
قالَ أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى ، فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَكاناً سُوى
فرعون معجزه موسى را حمل بر سحر نمود و چون در آن زمان علم سحر خيلى شيوع داشت و چنانچه گفتهاند سحره بسيار بودند و بسحر كارهاى عجيب و غريب مينمودند و شايد يكى از حكمت اينكه معجزه موسى عليه السّلام را در اول وهله تبديل نمودن عصا را باژدها مقرّر گردانيد چنين بوده كه اهل خبره باشند و معجزه را از سحر تميز دهند و پس از تفحص از معجزات باقى انبياء معلوم مىشود كه معجزه هر پيمبرى از سنخ هنر اهل آن زمان ظاهر ميگشته .
مثلا زمان حضرت عيسى عليه السّلام اطباء حاذق بودند مثل افلاطون و غير آن كه امراض صعب العلاج را مداوا مينمودند اين بود كه معجزه او مرده زنده كردن