از اين سؤال چند جواب داده شده : اوّل به صورت مارى كوچك ظاهر ميشد و بتدريج بزرگ ميگرديد تا اژدها ميشد .
دوم - در هر وهلهاى به صورتى نمودار ميگرديد گاهى به صورت مار ، گاهى به صورت اژدها و گاهى ( جانّ ) مار كوچكى ظاهر ميگشت .
سوم - در سرعت و نشاط جانّ بود و در قبح منظر و در محلّ استهوال اژدها ميگرديد .
اهل معنى گفتهاند وقتى موسى ( ع ) عصا را انداخت و مارى گرديد و موسى چنانچه در جاى ديگر گفته
( وَلَّى مُدْبِراً )
موسى ترسيد
( وَ لَمْ يُعَقِّبْ )
گفت اى موسى نترس و عقب نرو مگر اين همان عصائى نيست كه گفتى
( هِيَ عَصايَ )
اين عصاى من است آيا كسى از عصاى خود ميگريزد ، گفت خدايا اين چه حال است گفت براى اين است كه بدانى جز به من اعتماد نتوان نمود هر كس به غير من اعتماد كند اعتماد او چنين شود . ( ابو الفتوح رازى )
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى
بال كبوتر را جناح گويند ، در اينجا زير بغل را تشبيه بجناح نموده زيرا بازوى انسان بمنزله بال كبوتر است .
ديگر بار بموسى امر گرديد كه دست خود را زير بغل يا زير بازوى خود كن سفيدى بيرون مىآيد بدون منقصتى و كثافتى ، و اين معجزه ديگرى است براى اثبات نبوت تو غير از عصا .
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
اول رسالت موسى اين بود كه برود با اين دو معجزه كه صدق گفتارش باشد فرعون را ارشاد به حق نمايد و بنى اسرائيل را از دست او نجات دهد كه در شكنجه فرعون بودند ، وقتى موسى رسالت را گرفت گفت :
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي ، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ، يَفْقَهُوا قَوْلِي
( الى قوله )
إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً