موسى ( ع ) وقتى ديد اين بار سنگين رسالت را بدوش او نهادند و در خود طاقت تحمّل آن را نديد در يازده آيه كه در اينجا شرح ميدهد از پروردگارش يارى خواست كه بتواند امر رسالت خود را اجراء نمايد .
1 - شرح صدر طلب نمود و گفت خدايا سينه مرا باز گردان و اطمينان قلبى به من عطاء نما كه طاقت تحمّل جور فرعون را بياورم و از جفاهاى او خودباخته نگردم 2 - امر رسالت را بر من آسان گردان كه به سهولت بتوانم امر تو را اجراء نمايم 3 - گروه و عقده از زبان من بگشا تا سخن مرا بفهمند .
از ابن عباس نقل ميكنند كه زبان موسى ( ع ) لكنت داشت و سببش اين بود كه وقتى در منزل فرعون بود يك روز سيلى به صورت فرعون زد و ريش وى را كند فرعون در غضب شد و گفت اين دشمن من است و همان است كه منجّمين گفتند ملك و سلطنت مرا بباد ميدهد و قصد كشتن وى را نمود آسيه گفت اين كودك است و به حال بچگى چنين كرده ، گفتند بايد وى را آزمايش نمود ، طبقى آتش و طبقى از جواهرات در دسترس او گذاشتند و گفت اگر رو بجواهرات رفت دانسته چنين كرده و او را بكشد و اگر رو به آتش رفت از سر كشتن او بگذرد ، موسى اول خواست رو بجواهرات برود جبرئيل دست او را به روى آتش برد و حبّهاى از آتش برداشت و بدهن خود گذاشت و زبانش سوخت و فرعون از سر كشتن او گذشت اين بود كه زبانش لكنت پيدا نمود و از خدا درخواست مىكند كه لكنت را از زبانش بردارد تا اينكه بتواند بدرستى با فرعون سخن گويد و تبليغ رسالت نمايد 4 - از سؤالات موسى ( ع ) اين بود
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي
يار و ياورى براى من قرار بده . 5 -
هارُونَ أَخِي
.
6 - آن كسى را كه وزير و ياور من قرار ميدهى هارون برادر من باشد .
در حديثى كه متّفق عليه بين شيعه و سنّى است اينست كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
( يا على انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى ) .
اى على تو نسبت به من بمنزله هارونى نسبت بموسى مگر اينكه بعد از من