و در راه با وى مأنوس بود و در جايى كه غذا نداشت به زمين ميزد به قدر كافى براى قوت او از زمين غذا برميآمد وقتى تشنه ميشد به زمين ميزد چشمه آبى نمايان ميگشت در جايى كه حرارت آفتاب او را اذيت مينمود به زمين ميزد فورا درختى با شاخهها بيرون مىآمد و سايه ميانداخت و چون ميوه ميخواست شاخهها پديد ميگرديد و ميوه ميداد و وقتى ميخوابيد شبانى گوسفندان او را مينمود و وقتى بچاهى ميرسيد و طناب و دلو نداشت آب بيرون آورد در چاه فرو ميرفت و از آن شعبههايى به شكل دلو ميگشت و آب بيرون ميداد كه خود و گوسفندان وى آب بخورند و هر گاه شب بجايى فرود ميآمد مانند دو مشعل روشنايى ميداد و وقتى بنشيب زمين ميرسيد عصا بلند ميشد و در جايى كه زمين بلند بود كوتاه ميگرديد . ( پايان ) و نيز در مجمع طبرسى از ابن عباس چنين نقل مىكند كه گفته موسى ( ع ) بر آن عصا زاد و توشه خود را بار ميكرد و عصا را در زمين فرو ميبرد آب از زمين بيرون ميآمد و به زمين ميزد غذا از زمين بيرون ميآمد و به آن عصا حيوانات درنده را دور ميكرد و وقتى دشمنى ظاهر ميشد عصا با دشمن جنگ ميكرد و چون موسى ميخواست از چاهى آب بكشد عصا دراز ميشد بقد طناب و دو شاخه آن مثل دلو و بر آن عصا ظاهر ميشد مثل شمعى و شب روشنى ميداد و با موسى گفتگو ميكرد و انيس او بود و اگر درخت بلندى بود عصا آن درخت را پائين ميكشيد تا برگ آن بريزد . ( پايان )
قالَ أَلْقِها يا مُوسى ، فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
الخ بموسى خطاب شد اى موسى عصاى خود را بينداز وقتى انداخت ناگاه ديد مارى گرديد كه حركت مينمود چون موسى ترسيد گفت عصا را بگير و نترس آن را به حالت اول برميگردانم .
( سؤال )
يك جا گفته
( ثُعْبانٌ مُبِينٌ )
عصا اژدها شد ، و يك جا فرموده
( كَأَنَّها جَانٌّ )
كه بمعنى مار كوچك است ، اينجا گفته ( حيّة ) عصا مارى گرديد .