تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى ( 40 ) وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي ( 41 )

( ترجمه )

اى موسى چيست اينكه بدست راست تو است ( 17 ) موسى گفت اين عصاى من است بر آن تكيه ميزنم و برگ از درخت ميريزم براى گوسفندانم و كارهاى ديگر نيز به آن انجام مىدهم ( 18 ) خطاب شد اى موسى آن را بينداز ( 19 ) وقتى موسى عصا را انداخت در آن هنگام عصا مارى گرديد كه بسرعت حركت مينمود ( 20 ) خدا گفت اى موسى عصا را بگير و نترس ما به زودى وى را به حالت اوّلش برميگردانيم ( 21 ) باز خطاب شد دست خود را در زير بغلت بنما بيرون ميآيد درخشان بدون عيبى و اين معجزه ديگرى است بر پيغمبرى تو ( 22 ) اينطور كرديم تا باز به تو نشان دهيم آيات بزرگتر خود را ( 23 ) برو بسوى فرعون همانا او طغيان نموده ( 24 ) موسى گفت پروردگار من گشاده كن سينه من را ( 25 ) و آسان گردان امر مرا ( 26 ) و بگشا بستگى زبان مرا ( 27 ) تا اينكه بفهمند سخن مرا ( 28 ) و قرار بده براى من وزيرى از اهل من ( 29 ) هارون برادر مرا ( 30 ) و به او پشت مرا محكم گردان ( 31 ) و در امر رسالت او را با من شريك گردان ( 32 ) تا اينكه دائم بستايش تو بپردازيم ( 33 ) و بسيار ياد تو نمائيم ( 34 ) زيرا كه تو به حال ما بينا ميباشى ( 35 ) خطاب شد اى موسى بحقيقت به تو عطاء گرديد آنچه را كه درخواست نمودى ( 36 ) و هر آينه حقيقة ما بر تو انعام كرديم دفعه ديگر ( 37 ) وقتى بسوى مادر تو وحى نموديم آنچه وحى گرديده شد ( 38 ) ( كه كودك خود را ) در صندوقى بگذارد و در دريا اندازد امواج دريا او را بساحل رساند و او را دشمن من و دشمن او ميگيرد و دوستى از خودم يعنى دوستى را در دلها انداختم تا با اراده من پرورده شوى ( 39 ) ياد كن وقتى را كه خواهرت در جستجوى تو حركت نمود و گفت آيا راهنمايى كنم شما را بر كسى كه اين ( بچه ) را كفالت