و ايمان نميآورند .
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ
اشاره به اينكه مائيم وارث زمين و آنچه بر او است و مبدء موجوداتيم و غايت آن مىباشيم و تمام امور از ما و بازگشت بسوى ما مىنمايد و در آن روز مالك و متصرفى باقى نميماند .
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
چون در سوره انبياء و جاهاى ديگر داستان حضرت ابراهيم عليه السّلام بيان شده اگر چه در تكرار مطالب در هر جايى خصوصيات زائدى است لكن چون اصول مطالب ذكر شده اين است كه براى وضوح بترجمه اجمالى از آنچه بعضى از مفسرين در اينجا شرح دادهاند قناعت مينمائيم .
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ
يعنى قرآن ( و صدّيق ) از بناهاى صيغه مبالغه است يعنى كثير الصدق حضرت ابراهيم ( ع ) بسيار انبياء و كتب الهى را تصديق مينمود و خودش نيز پيمبر بود ، و ( اذ قال ) بدل از ابراهيم است ، و ( ما بينهما ) اعتراض يا متعلق بكان مقدّر است يعنى ( كان جامعا ) ابراهيم عليه السّلام جامع خصوصيات پيمبران و صدّيقين بود .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً
وقتى كه ابراهيم ( ع ) بنيكوتر تربيتى بپدرش خطاب مىكند و اولا از او در عبادت نمودن چيزى كه نه ميشنود و نه مىبيند دليل ميجويد و به او تذكر ميدهد كه مستحق عبادت نيست مگر منعمى كه همه نعمتها از او است و او خداى خالق رازق است كه اصل نعمتها از خوان انعام او بروز نموده پس از آن بقوله :
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا
به پدر خطاب مينمايد كه تابع من شو من به چيزى از علم به خدا و شناسايى او اطلاع يافتهام كه تو عالم به آن نشدهاى پس از آن از عبادت شيطان و از آنچه او را بسوى آن ميخواند نهى مينمايد و بوى تذكّر ميدهد كه شيطان پروردگار