اجزاء نيست و بسيط الحقيقه است اين است كه توليد و ولد و فرزند و زايش نسبت به او محال است وقتى حكم و اراده او بر ايجاد و آفرينش چيزى قرار گرفت بمجرّد امر ( كن ) موجود ميگردد .
امام عليه السّلام فرموده كه در آن مرتبه سخن و كلامى در كار نيست و تعبير بامر ( كن ) بواسطه ضيق عبارت است و مجاز است و براى تقريب بذهن مستمعين مىباشد و همان اراده ازلى بر وقوع هر امرى كافى در پيدايش وى خواهد بود و نظير اين آيه در قرآن بسيار است .
شيخ طنطاوى در تفسير جواهر در ذيل قوله تعالى
ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
بيان مفصلى دارد كه براى توضيح اجمالى از آن را ترجمه مينمايم .
( سرّ الوجود - الكهرباء و الارواح ) همانا سرّ اين وجود براى ما شيئا فشيئا ظاهر ميگردد . آيا ميدانى الآن با تو چه ميگويم ميگويم كهرباء چيزى است كه هيچ مكانى از آن خالى نيست در زمين و هوا و حيوان و نبات در همه چيز هست لكن براى احدى ظاهر نگرديده مگر بتفاعل وقتى مس را با توتيا آميختيم مثلا با وسائلى آن وقت كهرباء كمى يا زيادى بحسب تفاعل ظاهر ميگردد و اين كهرباء نور است در منزل ما و آتش است براى طبخ غذاء ما و آن كهرباء ضوء است و آن نار است و آن حركات است و اسماء و اعمال آن متعدد لكن آن يك عنصر واحد است آيا اين عجيب نيست .
امّا عالم روح بقياس بكهرباء مىگوييم در فلسفه قديم تعبير بنفس كليه نمودهاند و آن حقيقتى است كه بر اشياء عالم محيط است شديدتر از احاطه كهرباء و آن روح ظاهر نميشود مگر در اجسامى كه قابل تفاعل باشد مثل آنچه در كهرباء حاصل مىشود سواء بسواء .
روح كل محيط بما و بكره ما است لكن اثرش ظاهر نميگردد مگر وقتى كه در اجسام تفاعل پديد گردد و مستعد شود براى قبول روح همان طورى كه در