و بروايت ديگر از كلينى مرويست معناى آن ( كاف لخلقه ، هاد لعباده ، يده فوق ايديهم ، و عالم ببريّته ، و صادق فى وعده ) و بقول ديگر اشاره به
( يا من يجيب من دعاه )
و نزد بعضى اين اسم بهترين اسماء الهى است . و بعض ديگر گفتهاند قسم به اين صفات مذكوره ياد نموده بر حقيقت آنچه كه در اين سوره ذكر فرموده . و بقولى كهيعص اسم سوره است و ما بعد آن خبر او است .
( منهج الصادقين )
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا
( داستان زكريّا و يحيى ) ( ذكر ) مضاف اضافه شده بمفعول و ( رحمة ) اضافه شده بفاعل و از آيه چنين برميآيد كه ( ذكر ) خبر مبتداء محذوف و مصدر بمعنى مفعول باشد يعنى ( هذا ) ياد كردن رحمت پروردگار خودت زكريّا را و شايد رحمت اشاره بتفضّلاتى باشد كه در باره زكريا ( ع ) فرموده از قبول نمودن دعاى او و اينكه پس از پيرى و شكستگى پسرى مثل يحيى بوى عنايت نموده .
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا
( نداء ) بلند صدا نمودن است مقابل مناجات كه آهسته صدا كردن است و شايد مقصود از نداء خفىّ كه زكريّا در موقع حاجت خدا را خواند در جاى تنهايى باشد ، و پنهان گردانيدن حاجت خود را در طلب اولاد براى اين بود كه در سنّ پيرى كه گويند آن وقت زكريا شصت سال يا شصت و پنج سال يا هفتاد و پنج يا هشتاد و پنج يا نود و نه سال داشت باختلاف اقوال ، و زن او نود و هشت ساله و نازا بود با اين حال شرم داشت كه كسى بر دعاى او اطّلاع پيدا نمايد و شايد جهت مخفى گردانيدن دعا اين بوده كه دعاء را مخفى نمودن بهتر است چنان كه در اخبار رسيده لذا خواسته است كه دعاى خود را مخفى گرداند .