براى توضيح بيان بعضى از مفسرين را كه در معنى خسران گفته ترجمه مينمايم چنين گويد .
انسان در حيات دنياى خود مرادى ندارد مگر سعى و كوشش براى تحصيل سعادت خود و غير از اين وى را همّى و مرادى نيست اگر بر طريق حق رهسپار گرديد و بكمال و حقّ سعادت خود رسيد او رستگار گرديده و اگر در راه خطاء رفت در حالى كه علم بخطاء خود ندارد چنين كس خسران نموده لكن براى وى اميد نجات هست و هر گاه راه سعادت را اشتباه كرد و غير حقّ در نظرش جلوه نمود و در خطاء خود ثابت ماند چنين ميگردد كه هر وقت علائمى و لائحهاى از حق تعالى بر او ظاهر ميگردد از آن اعراض مينمايد آن وقت او از آن كسانى مىگردد كه خسران و زيانكارى وى زيادتر و اميدى براى سعى و كوشش آن نيست زيرا كه چنين كسى در اعمال خود ضرر و خسرانى برده كه اميدى براى جبران آن باقى نيست و طمعى باقى نمانده كه روزى بسعادت خود برگردد و اين است معنى قوله تعالى
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
( تفسير الميزان )
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً
( اولئك ) اشاره به آيه بالا و صفت دوم آن كسانى است كه در اعمالشان ضرر بردهاند كه ضرر بردهگان كسانى ميباشند كه بآيات پروردگارشان كافر گرديدند آيات اعمّ از آيات تكوينى آفاقى و تدوينى تشريعى است ، و كفر بمعنى پوشانيدن است يعنى صفت ديگر از اوصاف خسران بردهگان اين است كه اينها آيات تكوينى الهى و تدوينى تشريعى را ميپوشانند و نظر تدبّر در آنها ندارند تا آنكه پس بحقيقت آن ببرند و از طريق آثار مؤثّر را بنگرند و آيات تشريعى قرآنى را بنگرند و بناى كار و عمل خود را تطبيق به آن نمايند تا اينكه از عمر خود نتيجه نيكو ببرند و بهرهمند گردند و سعادت و خوشبختى كامل نصيب آنها