امير و حاكم نداريد گفتند ما خود امير نفس خوديم و كارى نميكنيم كه محتاج به حاكم گرديم ، گفت چرا در ميان شما درويش و گدا نيست گفتند براى اينست كه حقّ هيچ كسى را بر خود روا نميداريم گفت چگونه است كه عمر شما دراز است گفتند براى اينست كه بناء كار ما بر اطاعت و طاعت و امتثال حضرت عزّت است پرسيد چرا هرگز نمىخنديد گفتند از گناه خود ميترسيم و پيوسته استغفار مينمائيم گفت چرا غمگين نمىباشيد گفتند زيرا كه دل بر بلاء نهادهايم و خود را بر قضاء الهى تسليم كردهايم گفت پدران شما هم بر همين آئين بودند گفتند اين روش از پدران خود فرا گرفتهايم زيرا كه آنها بر درويشان رحم ميكردند و با محتاجان مواسات مينمودند و بهر كس كه در باره آنها بدى ميكرد در عوض نيكى ميكردند و حفظ امانت مينمودند و نماز ميكردند و وفاء بعهد مينمودند خلاصه هميشه كار آنها و بناء آنان بر اصلاح بود . ( منهج الصادقين )
وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً
خداى سبحان خبر ميدهد كه پس از آنكه صور دميده شد و مردگان همگى با هم در صحراى قيامت جمع گرديدند آن وقت جهنّم بر كفار عرضه مىشود يعنى آنان در معرض دوزخ واقع ميگردند و اينكه ( عرضنا ) را به صيغه ماضى آورده با اينكه قيامت پس از اين عالم واقع ميگردد چنانچه بسيارى از اوضاع قيامت را در آيات قرآنى به صيغه ماضى كه دلالت بر گذشته دارد آورده به چند وجه ميتوان توجيه نمود .
مىشود گفت آن طورى كه مفسرين گفتهاند چون امر قيامت محقق الوقوع است گويا هميشه واقع است ، و ممكن است گفته شود كه چون در قيامت زمانى تصوّر ندارد كه گذشته و آينده در آن ملحوظ گردد و زمان مخصوص بعالم دنيا است اين است كه گويا فعلا واقع است .
و بوجه ديگر گوئيم چون تمام عوالم و تمام موجودات از گذشته و آينده در علم حضورى الهى موجودند و در آن مرتبه تمام ازمنه آنى مينمايد و تمام