بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ
( بل ) اضراب و اعتراض بكفار و مقصود از ذكر قرآن است يعنى ما قرآن را كه شرف و فخر آنها به آنست بتوسّط رسولى كه از خود آنها است براى هدايت آنان فرستاديم و آنها از قرآن كه شرافت و سعادت آنان به عمل نمودن به آن تأمين ميگردد اعراض نمودند .
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
( خرج و خراج ) بيك معنى است و آن غلّهاى را گويند كه بطور وظيفه به اشخاص ميدهند ، و بعضى بين خرج و خراج فرق گذاردهاند و گفتهاند آن قسمتى از غلّه واجب كه بزكوة بايد داده شود آن را خراج گويند و آنچه را تبرّعا به كسى بدهند آن را خرج نامند .
خلاصه آيه اعتراض بكفار و مشركين نموده و بپيمبر خود صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خطاب مينمايد كه آيا از اين مشركين ملحدين مالى طلب مىنمايى و اينها چنين گمان مىبرند كه تو از اين راه ميخواهى ثروتى بدست آورى اين طور نيست كه گمان كردهاند اجر و پاداش كه بازاء تبليغ نزد پروردگار خوددارى بهتر است و روزى تو بر او است يعنى تو رسول پروردگارى و او بهترين روزى دهندگان است .
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
چگونه اينان چنين گمان ميكنند در صورتى كه تو آنها را به راه مستقيم كه نزديكترين راهها بسوى قرب پروردگار و تحصيل سعادت و فضيلت است رهبرى مىنمايى و اين راه سعادت و فضيلتى است كه بر آنان باز مىنمايى .
وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ
( ناكب ) در لغت بمعنى عدول كننده آمده و به كسى كه از حق عدول كند بباطل او را ( ناكب ) گويند .
و آيه ارشاد به اين است كه كسانى كه بآخرت ايمان ندارند از راه مستقيم كه سر انجام آن قرب جوار ربّ العالمين است عدول نموده و بيراهه رفتهاند