تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩

( ترجمه )

( 28 / 32 - 23 ) چون ( حضرت ) موسى بر سر آن آب جماعتى از مردم را يافت كه حيوانات خود را آب ميدادند و در عقب آنها دو زن را ديد يكى بنام صفوان و ديگرى بنام صفيرا ) كه آنان از گوسفندان خود جلوگيرى ميكردند موسى گفت كار شما چيست گفتند ما گوسفندان خود را آب نميدهيم تا اينها بروند و پدر ما پير مرد بزرگوارى است ( 24 ) موسى ( ع ) پس از آنكه گوسفندان آنها را آب داد بسوى سايه ديوارى باز گشت و گفت اى پروردگار من حقيقة از خير آنچه براى من بفرستى محتاجم ( 25 ) پس از آن يكى از آن دو زن آمد نزد موسى در حالى كه با شرم و وقار راه ميرفت و گفت پدر من تو را خواسته تا اجرت آب دادن تو را بگوسفندان ما بدهد وقتى موسى نزد شعيب آمد و حكايت خود را براى او نقل نمود شعيب ( ع ) گفت نترس از جماعت ستمكاران نجات يافتى ( 26 ) يكى از آن دو زن ( كه صفوان نام داشت ) گفت اى پدر من او را مزدور گردان كه بهتر كسى است براى اجير گرفتن زيرا كه او توانا و امين است ( 27 ) شعيب بموسى گفت بحقيقت ميخواهم يكى از اين دو دختر خود را بنكاح تو در آورم به شرط اينكه هشت سال به اجاره و مزدورى من درآيى و اگر ده سال را تمام كنى آن زيادتى از كرم تو است و نميخواهم بر تو مشقت نهم و اگر خدا بخواهد به زودى مييابى مرا از نيكوكاران ( 28 ) موسى گفت اين است بين من و تو هر كدام از اين دو مدت ( هشت سال يا