تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢

( توضيح آيات )

وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ
الخ مفسرين گويند موسى ( ع ) در زمان كودكى سيلى به صورت فرعون زد فرعون در غضب شد و گفت اين همان است كه منجّمين خبر دادند كه شهر و مملكت مرا بباد ميدهد و من براى جلوگيرى از شرّ آن چندين كودك را اعدام نمودم و خواست او را بكشد آسيه مانع گرديد و گفت اين بچه است و از روى نادانى چنين كرده طبقى از جواهر و طبقى از آتش حاضر گردان اگر رو بجواهر رفت بدان دانا است و اگر دست به آتش زد بدان از روى نادانى چنين كرده ، وقتى دو طبق حاضر گرديد موسى خواست دست بسوى جواهر برد جبرئيل دست او را رو به آتش برد موسى دست به آتش زد ، دستش سوخت ، انداخت و انگشت سوخته خود را به زبان گذارد از اين جهت زبان او لكنت پيدا نمود . و از ( سدى ) نقل ميكنند كه وقتى موسى عليه السّلام بزرگ شد لباس فاخر سلطنتى ميپوشيد و بر اسب خاص فرعون سوار ميشد و مردم وى را موسى فرعون ميگفتند ، يك روز فرعون سوار شده بود و موسى غائب بود وقتى آمد پرسيد فرعون كجا است گفتند بفلان محلّ رفته در عقب او روان شد در وقت قيلوله وارد مصر شد و در آنجا به آن دو نفر برخورد نمود كه يكى از بنى اسرائيل و ديگرى از قبطيان بود . و از ابن عباس روايت ميكنند كه ميان شام و خفتن بود كه هر كسى به كار خود مشغول است آن وقت موسى به آن دو مرد رسيد . و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه روز عيد ايشان بود كه مردم بلهو و لعب مشغول بودند . بروايتى موسى ( ع ) چون بزرگ شد مردم دور او را گرفتند و او از بنى اسرائيليين حمايت مينمود ، وقتى اين خبر بفرعون رسيد موسى را از شهر