سوارى از مرغزارى بيرون آمد و گفت چه گفتى گفت همان كه شنيدى گفت و اللَّه همين است معنى
( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
، تا آخر ) .
ابو داود السبيعى از ابو عبد اللَّه الجدلي چنين روايت مىكند كه امير المؤمنين على عليه السّلام گفت يا ابا عبد اللَّه تو را بحسنهاى خبر دهم كه هر كس بجا آورد ببهشت رود و بهتر از آن حسنه بوى بدهند ، و بسيّئهاى كه هر كس آن كند بجهنم رود و هيچ عملى از وى قبول نشود گفت يا امير المؤمنين ( ع ) آن چيست فرمود حسنه دوستى ما است كه ما اهل بيت ميباشيم ، و سيّئه دشمنى ما اهل بيت است قوله تعالى
( فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها )
او را بهتر از آن باشد يعنى بهتر از آن حسنه ، و آن ثواب و نعمت ابدى است .
و بقول ديگر مقصود رضاى خدا است كه بهتر از هر چيزى است .
( ابو الفتوح رازى ) .
و گفتار ديگرى نيز از مفسرين نقل شده لكن چون كلمه ( بالحسنة ) با الف و لام جنس است و اطلاق دارد ميتوان گفت كه شامل تمام اعمال نيك ميگردد و شايد مقصود چنين باشد كه هر كس در دنيا كارهاى وى نيكو باشد بازاء هر عمل خيرى كه كرده پاداش بهتر به او ميدهند ، چنانچه در جاى ديگر فرموده
( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها )
و در اينجا بطور اطلاق ( خير منها ) فرموده ، بهتر بودن ممكن است باضعاف مضاعف باشد ، البته خوبى عمل و پاداش آن بسته بايمان و خلوص و تقواى عامل آنست ، عملى كه با ايمان كامل و تقوى و خلوص صادر گردد هيچ طرف مقايسه با عملى نخواهد بود كه بدون تقوى و خلوص صادر گرديده و ممكن است كه الف و لام ( الحسنة ) و هكذا در ( السيّئة ) الف و لام عهد ذهنى باشد كه مراد حسنه و سيّئه مخصوصى باشد و براى مصلحتى بيان مراد آن نشده باشد چنان كه از بعض احاديث معلوم مىشود ، و العلم عند اللَّه .
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ
مقابل حسنه سيّئه است ، همين طورى كه براى نيكوكاران پاداش بهتر از