تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
مىماند ، اين بود كه سليمان براى اينكه بيك وسيله‌اى پاى وى را ببيند امر نمود صحن قصر را از آبگينه ساختند بطورى كه آب مينمود و تخت خود را در وسط صحن قرار داد و امر نمود بلقيس وارد گردد ، وقتى بلقيس وارد گرديد گمان كرد درياچه آبى است جامه خود را بالا زد سليمان گفت اينجا آب نيست صحن صاف و هموارى است كه از آبگينه تهيه شده از شدّت صافى و درخشندگى به نظر آب ميآيد .
قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
بلقيس بگناه خود اعتراف مينمايد و گويد من در عبارت خورشيد و شرك بنفس خود ستم نمودم و حال با سليمان اسلام آوردم و تسليم امر پروردگار عالميان گرديدم . گفته‌اند وقتى بلقيس جامه از ساق خود بالا زد سليمان ديد پاى او موى بسيار دارد در طلب راه علاج آن بر آمد ، با آدميان مشورت نمود علاجى نيافتند ، شياطين براى او حمّامى تهيّه نمودند و آهك و زرنيخ بهم ممزوج نمودند و پيش از آن ( نوره ) و حمام نبود بدستور جنّيان ببلقيس گفتند حمام رفت و نوره استعمال نمود موى پاى وى بر طرف گرديد .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 344 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )