تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
اولا نبوّت و سلطنت ارث نميشود ، نبوّت منصب خدايى است و همچنين سلطنت سليمان يك امر خارق العاده و بخشش الهى بود امر انتقالى نبود كه سليمان از داود به ارث برده باشد . و در ثانى ميراث در لغت براى مال وضع گرديده و صرف كردن كلام از ظاهرش بدون قرينه خلاف طريقه عقلايى است .
وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
سليمان عليه السّلام در مقام اظهار شكرگزارى از نعمتهاى الهى و فضيلت خود اعلام مىكند و مردم را خبردار مينمايد به آن سلطنت و علم و فضيلتى كه نصيب وى گرديده كه بدانند و سر اطاعت فرود آورند و مطيع حق تعالى گردند و تذكر ميدهد بعض نعمتهايى را كه بوى عطاء گرديده كه از جمله آنها دانا گرديدن به زبان پرندگان است و اينكه از هر چيزى بهره‌اى به او داده شده ، و شايد از ( علّمنا ) كه به صيغه جمع آورده مقصود خود و پدرش داود باشد ، و شايد خودش باشد نظر ببزرگى و عظمتى كه نصيب او شده به صيغه جمع آورده .
إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ
و اظهار مينمايد كه بخشش اين علوم و باقى نعمتها تفضّل و نعمت بزرگى است كه از سر چشمه رحمت الهى بر من ترشّح نموده ، اشاره به اينكه ممكن خواه ملك باشد يا نبىّ يا ولىّ در حدّ ذات خود ( ليس ) است و به او ( ايس ) است يعنى فاقد وجود و كمالات وجود است و از خود هيچ ندارد آنچه از فضل و كمالات در او ديده شود پرتو فيض رحمت رحمانى ايزدى است كه ظهور و بروز نموده .
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
( يوزعون ) وزع - در لغت بمعنى بازداشتن و منع نمودن است و مانع را ( وازع ) گويند يعنى سليمان لشگريانى از جنّ و انس و مرغان را جمع گردانيد و بالهام الهى براى هر گروهى رئيسى مقرّر گردانيد كه از هم پراكنده نگردند و نيز مشغول اعمال ناشايسته نشوند .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 315 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )