و عمل است .
و اگر چه هر علمى از جهلش بهتر است لكن تمام علوم در يك درجه نميباشند شرافت علم بشرافت موضوع و فائده آنست .
بالاترين اقسام علوم نخستين علم و معرفت بمقام الوهيت و معارف حقّه است سپس علم اخلاق و علم احكام است ، در آن حديث مشهور رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده
( انّما العلوم ثلاثة : آية محكمة او فريضة عادلة او سنة قائمة )
و اين سه علم بعلم توحيد و اخلاق و احكام تفسير گرديده ، و به كلمه ( انّما ) حضرت علم نافع را منحصر به همين سه قسم ميگرداند و باقى علوم را فضل ميداند .
و علومى كه بداود و سليمان عليهما السلام داده شده مثل زره سازى و دانستن زبان مرغان اگر چه از صنايع مستطرفه بشمار ميآيد لكن چون علم آنها علم لدنّى و از سر چشمه علم ازلى گرفته شده و بدون وسائل خارجى بروز و ظهور نموده اين است كه علوم آن بزرگواران بر باقى علوم فضيلت و برترى دارد زيرا كه بعلمشان كه نماينده اوصاف الهى است كمالات ازلى حقّ تعالى را نشان ميدهند و در مقام شكر گذارى اظهار مينمايند كه حمد و ستايش مخصوص به آن خدايى است كه ما را بر بسيارى از بندهگان مؤمن خود فضيلت و برترى داده و ما را مظهر و نماينده علم و قدرت و سلطنت خود گردانيده .
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
اين آيه دلالت صريح دارد كه سليمان مال و ملك و سلطنت داود را به ارث گرفت ، و گويند حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها اين آيه را در جواب ابو بكر كه كذبا ميگفت من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود
( نحن معاشر الانبياء لا نورّث ) « 1 »
استشهاد نموده و اينكه مخالفين گفتهاند مقصود از ارث در اينجا اين است كه سليمان نبوّت و پادشاهى را از داود بميراث برد نه مال ، اين كلام مردود است زيرا كه
هامش
( 1 ) از ما جماعت انبياء ارث برده نميشود .