إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ
اين نيز مثل باقى عذابهايى كه بپاداش انكار منكرين و شرك مشركين واقع گرديده حكمتهايى در آن مأخوذ بوده يكى آيت و معجزه پيمبر آن وقت و اثبات مدّعاى او ، دوم عظمت و قدرت الهى ، سوم تنبّه ديگران كه شايد اثر عذابهايى كه بر ديگران واقع گرديده ببينند و از خود سرى و كبر و لجاجت بيرون آيند و پيمبران را تصديق نمايند ، چهارم تسلّى دل رسولش كه بداند همه مردم در هر زمانى چنين بودند و غير اينها از حكمتهاى بسيار .
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
اين آيه كه پس از حكايت و داستانهاى هفت پيمبر از پيمبران نامى آمده شايد اشاره به اين باشد كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بدان پروردگار تو هم غالب و شديد الانتقام و هم مهربان است ظلم و تعدّى نسبت ببندگان خود روا نميدارد كفار و مشركين خودشان به خود ظلم كردند و مورد عذاب واقع گرديدند .
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ
اعراب ( تنزيل ) ممكن است رفع باشد بتقدير ( هو ) و ممكن است نصب باشد بتقدير ( اعنى ) يا ( نزل ) و شايد جرّ باشد بتقدير ( و القرآن الحكيم ) .
فرق است بين تنزيل و نزول ، تنزيل صيغه تكثير و مصدر است و براى مبالغه آمده و بمعنى فرود آمدن بتدريج در دفعات است ، و نزول بر وزن فعول فرود آمدن دفعى است .
و راجع به قرآن بهر دو قسم نزول آمده آنجا كه تنزيل فرموده مثل همين جا مقصود فرود آمدن آيات است بتدريج در مدّت بيست و سه سال از جانب پروردگار جهانيان .
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
باء ( به ) يا براى متعدّى كردن ( نزل ) آمده يعنى ( انزله ) و شايد براى ملابست باشد يعنى روح الامين با قرآن فرود آمده ، ظاهرا مفسّرين متفقند كه