حدوث غير از اين نيست كه چيزى در زمان نبوده و بعدا موجود گردد چگونه حادث نباشد در صورتى كه الفاظ قرآن از حيث ورود هم زمانى و هم متجدّد است يعنى بتدريج و شيئا فشيئا فرود آمده لكن حقيقت و معنويت قرآن از جهت منطوى بودن آن در علم ازلى حق تعالى و عالم قضاء و لوح محفوظ و دفتر آفرينش البته قديم است در زمان واقع نشده تا آنكه حدوث زمانى داشته باشد .
خلاصه آنكه ميگويد قرآن قديم است شايد مقصودش از جهت منطوى بودن آن در علم ازلى الهى و عالم امر باشد كه در آن مرتبه لفظا و معنى قديم است حدوثى در كار نيست ، و آنكه ميگويد حادث است از جهت ورود الفاظ آن در عالم خلق و عالم متجدّدات و متغيرات زمانى است پس بنا بر اين توجيه نزاع بين اشاعره و معتزله مرتفع ميگردد .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ
ذات متعال براى اظهار قدرت و حكمت خود اشاره مىكند بگياهها و نباتاتى كه از زمين روئيده مىشود و در آنها نظام خلقت و حسن تدبير لم يزلى خود را ارائه ميدهد و بهمزه استفهامى كه در مقام تعجّب آرند كفار را متنبّه ميگرداند كه آيا اينها به زمين نظر عبرت نمينمايند تا اينكه خلقت عجيب نباتات را بنگرند و ببينند چگونه موجودات نباتى از حبوبات گرفته تا گلها و رياحين كه چطور از هر يك از انواع و اقسام آنها زوج و جفت نيكو آفريديم .
گويند نباتات ارضى 320 هزار نوعند و براى هر يك منافع و مناظر و خواص و طبيعت جداگانهايست كه مخالف ديگرى است و وى را اثر مخصوصى است .
( كريم ) صفت نباتات است و گياهها و نباتات را متصف بكريم گردانيده براى اينكه بعضى غذاى انسان و بعضى دواء او است .
خلاصه از هر يك از انواع آن نفعى عايد انسان ميگردد زيرا كه غرض از آفرينش زمين و نبات وجود انسان و بقاء نوع او است . ( پايان ) در علوم جديد ثابت نمودهاند كه تمام موجودات از نباتات و گياهها و حيوانات