خود اشاره نمود و گفت ( عليكم بالكافرين ) آنها با عمودهاى آهنين كه قبلا تهيه نموده بودند يك دفعه بر سر آنها ريختند و همه را كشتند و در ميان عمارت ريختند آن وقت امر نمود سفره گستردند و روى جسد آنها انداختند در حالى كه بعضى مرده و بعضى در حال مردن ميناليدند و بمردم غذا دادند .
( تفسير ابو الفتوح رازى )
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ
بين اشاعره كه جماعتى از سنّيها ميباشند و معتزله كه جماعت ديگر از آنانند در خلقت قرآن بحث مفصّلى است ، اشاعره چنين اظهار مينمايند كه قرآن قديم است ، و معتزله قائل بحدوث آنند . و فخر رازى كه از اشاعره و امام آنها است در تفسير اين آيه چنين گويد : معتزله براى اثبات حدوث قرآن استدلال نمودهاند بقوله تعالى
( وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ )
و گفتهاند مقصود از ذكر قرآن است بدليل قوله تعالى
( وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ )
و در اين آيه بيان نموده ( ذكر محدث ) و از جمع بين اين دو آيه ( ذكر مبارك ) و ( ذكر محدث ) لازم ميآيد حدوث قرآن . و همچنين استدلال بقوله تعالى
( اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً )
و بقوله تعالى
( فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ )
و پس از آنكه ثابت شد كه قرآن حادث است و براى او خالقى است پس لا محاله مخلوق است .
الجواب - باز گشت تمام اين ادله راجع ميگردد بالفاظ و ما ميدانيم كه الفاظ حادث است و ما ادّعاء ميكنيم قدم امر ديگرى را كه وراء اين حروف است و در آيه بر آن دلالتى نيست . ( پايان ) ظاهرا نزاع بين اشاعره و معتزله در اينكه قرآن حادث است يا قديم نزاع لفظى است نه معنوى زيرا گمان نميكنم عاقلى گفته باشد اوامر قرآن و الفاظ آن قديم باشد .
لكن ممكن است در جمع بين اقوال گفته شود الفاظ قرآن كه بتوسط ملك وحى بر رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم وارد ميگرديد مسلّم حادث است زيرا كه معنى