( توضيح آيات )
بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً
مفسّرين گفتهاند جمله
( بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ )
عطف است بر آنچه از كفار حكايت نمود يعنى تعجّب نكن در اينكه تو را تكذيب ميكنند و آنان بسخن عجيبتر آمدهاند زيرا قيامت را انكار ميكنند و تكذيب نمودن قيامت عجيب تر از تكذيب پيمبرى تو است چنانچه در سوره واقعه آيه 61 قوله تعالى
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ
كه بطور تعجّب فرموده شمايى كه بنشأه دنيا عالم شدهايد چگونه بعالم آخرت متذكّر نميگرديد زيرا كه هر مرتبه دانى مرتبه فوقى دارد و هر پائينى بالايى دارد ، و براى كسانى كه قيامت را انكار نمودهاند آتش برافروخته آماده نمودهايم ، و گويند سعير نامى است از نامهاى جهنّم .
إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً
وقتى آتش منكرين معاد را از راه دور ببيند بغرّش و غليان در آيد .
سخنان مفسّرين در توجيه آيه 1 - مقصود اينست كه وقتى كافرين نظر آنها بسعير كه براى آنان مهيّا شده افتد صداى التهاب آن را ميشنوند ، و تشبيه نموده صوت آتش را بصوت آدم غضبناك كه از شدّت غيظ بالتهاب آمده ، و بقولى تغيّظ صفت آتش است و زفير صفت اهل آنست . ( طبرسى ) 2 - نسبت ديدن به آتش مجاز است ، و نكته نسبت رؤيت بنار با آنكه حقيقة رؤيت مستند بمشركين است براى ابلغيّت كلام است يعنى گويا آنها آتش را مانند شخص غضبناك بينند ، و تأنيث فاعل براى اينست كه سعير بمعنى نار است ، و گويند كلامى در اينجا محذوف است و در تقدير ( اذا رأتهم زبانيتها ) يعنى وقتى كافرين زبانيه آتش را از مكان دور كه صد سال راه باشد و بقولى پانصد سال راه و از ابا عبد اللَّه عليه السّلام روايت شده به قدر يك سال راه ديدند غيظ و التهاب آن را