وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
( سؤال )
بين اين دو آيه تناقض به نظر ميآيد زيرا كه در آيه اول گويد اگر از فقر نتوانستيد ازدواج كنيد خدا شما را بىنياز ميگرداند . و آيه دوم گويد اگر فقيريد عفّت خود را نگاه داريد و ازدواج نكنيد تا وقتى كه غنى گرديد ، يك جا ميگويد ازدواج بكنيد و از فقر نترسيد و يك جا ميگويد نكنيد تا وقتى غنى گرديد
( پاسخ )
در آيه اول امر به ازدواج نموده براى اينكه از زنا محفوظ مانيد و خوف از فقر را بوعده وسعت رزق مرتفع گردانيده و در اين آيه دوم امر بعفاف و صبر و خوددارى مينمايد كه واقع در خلاف نگرديد تا وقتى كه خدا از فضل خود شما را وسعت دهد ، شايد اشاره به اين باشد كه اگر پيش از وسعت مالى عفّت خود را نگاه داريد و در زنا واقع نگرديد همين خوددارى و عفّت شما سبب وسعت و غناى شما ميگردد كه بتوانيد ازدواج كنيد و مهر و نفقه بدهيد زيرا وقتى شما عفّت خود را نگاه داشتيد و چشم اميد بكرم حقّ تعالى دوختيد خداوند بشما تفضل نموده و بىنيازتان ميگرداند و وسائل ازدواج شما را فراهم آرد .
وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ
( ما ) موصوله در ( ممّا ) با صلهاش مبتداء ( فكاتبوهم ) خبر او مىشود و باجماع فقهاى عامه و خاصه امر ( فكاتبوهم ) امر استحبابى است نه وجوبى مگر بعضى از مفسرين كه حمل بر وجوب نمودهاند و در مقابل اجماع اعتنايى به اين قول نميشود .
آيه راجع به حكم عبيد و اماء است آن غلامان و كنيزانى كه در بند بندگى شما ميباشند و زر خريد شما هستند اگر خواستند خود را از رقيّت بندگى آزاد كنند بايستى با صاحب خود مكاتبه كنند به اينكه يا بنويسند و يا قرارداد محكم