تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بالسيف شاه ) خواست حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بگويد ( شاهدا ) خوددارى كرد يعنى بس است شمشير براى شاهد بودن و بعد آن آيه لعان نازل گرديد . و نيز عكرمة از ابن عباس روايت مىكند كه سعد بن عباده پس از نزول آيه قذف گفت يا رسول اللَّه ( ص ) اگر من در خانه بروم و مردى را بر شكم زنم خفته يابم وى را برنخيزانم و پى چهار گواه بروم تا باز آيم فارغ شده و رفته . اگر آنچه ديده‌ام بگويم هشتاد تازيانه به من بزنند لكن اين امر عجيبى به نظر ميآيد حضرت فرمود اى جماعت انصار ميشنويد مهتر و بزرگ شما چه ميگويد گفتند يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم او را ملامت مفرما كه مرد غيوريست و هرگز زن نگرفته مگر ( زن باكره ) و طلاق نداده هيچ يك از زنانش را كه جرأت كرده باشد از ماها كه آن زن را تزويج بنمايد ، سعد گفت جان من فداى تو باد مىدانم كه اين حكم خدا است و لكن من از اين حكم تعجّب ميكنم فرمود حكم خدا چنين است سعد گفت صدق اللَّه و صدق رسوله ، هنوز سعد به خانه نرفته كه پسر عمّ وى هلال بن اميّه از نخلستانى كه داشت بازگشت در خانه خود ديد مردى را كه با زن او زنا ميكرد هيچ نگفت و نزد رسول رفت و گفت اين واقعه را به چشم خود ديدم و به گوش خود شنيدم رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم متغيّر گرديد و اثر كراهت بر جبين مباركش ظاهر گرديد هلال گفت يا رسول اللَّه ( ص ) ميدانم كه از اين سخن تو را خوش نيايد خدا ميداند كه من راست ميگويم و اميدوارم خداوند مرا فرج دهد رسول قصد كرد او را حدّ بزند انصار جمع شدند و گفتند آنچه را سعد گفت به آن رسيديم و مبتلا شديم اگر هلال را حدّ بزنى ديگر گواهى وى قبول نشود . رسول ( ص ) در اين گفتگو بود كه آثار وحى ظاهر گرديد اصحاب ساكت شدند وقتى حضرت از حالت وحى باز گرديد اين آيه را بر آنها قرائت نمود . ( پايان خلاصه مجمع البيان )
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ
تا قوله تعالى
تَوَّابٌ حَكِيمٌ
اين آيات موسوم بآيات لعان است و پس از آيه قذف محصنات آيه بالا نازل