وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَساراً
ظاهر و معلوم است كه نتيجه بغض الهى خسران و زيان كارى است كسى كه عمر خود را در كفر و مخالفت گذرانيد از حيات خود نتيجه معكوس خواهد برد و در عوض صعود بمراحل ترقّى و تعالى انسانيّت سير قهقرايى نموده و بدرك اسفل طبيعت كه جايگاه شياطين و دشمنان خدا است نزول خواهد نمود .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
در مقام الزام مشركين و تنبّه آنان خطاب بپيمبر گرامى خود نموده كه اى محمّد ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به اين مشركين كه به غير خدا رو آرند و در عبادت بتها يا غير آن را شريك خدا دانند و آنان را سجده نموده و از آنها حاجت ميطلبند به آنها بگو دليل شما بر اين عمل چيست آيا آنان قدرت برآفرينش دارند و چيزى آفريدهاند اگر چنين است آنچه در زمين خلق كردهاند به من نشان بدهيد و يا اين طور گمان ميكنيد كه در خلقت آسمانها با خدا شركت نمودهاند آن هم بايستى دليل بر شركت خود را بنمايانند
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْهُ
آيا از جانب خدا بر آنان كتابى نازل شده و آن كتاب بيّنه و حجّت است بر اينكه اينها شريك خدا ميباشند و خودش اينها را شريك خود گردانيده و بشما اذن داده كه اينها را پرستش نمائيد .
خلاصه اينكه آيه ارشاد به اين است كه اين مشركين بچه دليل و برهان در عبادت و طلب حاجت براى خدا شريك قرار ميدهند روش عقلايى چنين نيست كه شخص عاقل كوركورانه بدون دليل و برهان زير بار چيزى برود و آن را برتر از خود و خود را نيازمند به آن بداند و در مقابل آن زانو بزند و التجاء به او آرد ، حضرت امير عليه السلام فرموده
( لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَّه حرّا )
يعنى بنده غير خود مباش در حالى كه خداوند تو را آزاد قرار داده .
بَلْ إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلَّا غُرُوراً
( بل ) اضراب است ، اشاره به اينكه اين مشركين دليلى بر شركشان ندارند