( توضيح آيات )
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها
بيان حال كافرين است كه وقتى آنها را در جهنّم مىاندازند ناله ميكنند و استغاثه مىنمايند و ميگويند اى پروردگارا ما را از اين عذاب سخت جهنّم بيرون ببر و برگردان به دنيا ما برنامه كار خود را عوض خواهيم نمود و بجاى كفر ايمان ميآوريم و بجاى معصيت اطاعت مىنمائيم .
آرى نميدانند آن قوّه و استعدادى را كه مبدء آفرينش در ابتداء خلقت در آنان گذاشته بود و ميتوانستند بايمان و تقوى آن را بفعل بياورند و خود را سعادتمند گردانند ديگر تمام شده و به مردن آن استعداد كمال بپايان رسيده و ديگر جاى تدارك باقى نمانده تا بشود دو مرتبه به حال اوّل برگردند و بتوبه و عمل صالح خود را از عذاب برهانند اين است كه در پاسخ خواهش كفّار فرموده :
أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ
آيا آن اندازه بشما عمر نداديم كه بتوانيد حق و باطل را از هم جدا كنيد و آيا پيمبران نيامدند كه بشما چنين روزى را تذكّر بدهند .
اشاره به اينكه دو حجّت بزرگ در شما گذاشته شده بود يكى رسول باطن كه عقل خودتان باشد زيرا وقتى انسان مشمول تكليف ميگردد كه به حد رشد برسد و و داراى عقل و تميز گردد و بتواند حق و باطل را از هم جدا كند و طريق حق را بجويد و لذا در ذيل آيه فوق از معصوم عليه السلام روايت شده كه مقصود شخصى است كه هيجده سال عمر كرده باشد ، و شما كافرين در دنيا به اين حد رسيده بوديد منتهى الامر پيرو عقل نگشتيد بلكه پيرو هواى نفسانى و شيطانى گرديديد و خود را به اين روز سياه انداختيد و ديگر رسول ظاهر كه معاون رسول باطن يعنى عقل مىباشد و لذا گفتهاند كه ( كلّما حكم به الشرع حكم به العقل ) و نيز گفتهاند ( الواجبات الشرعيّة الطاف فى الواجبات العقليّة ) لكن عقل خالى از شوائب اوهام .