از آنان طلب كنيد كه ضرر از شما رفع نمايند ( ليكشفوا عنكم الضر .
پس از آن بيان مينمايد
( لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ )
و بدان راههايى كه بسوى شرك كشيده شده چهار قسم است :
1 - قول كسى كه ميگويد خداى تعالى آسمانها و زمين را آفريده و قرار داده آسمانها و زمينها را در حكم خودشان و ما از جمله اهل زمينها ميباشيم پس بايد بندهگى و عبوديّت نمائيم ستارگان و ملائكهاى كه در آسمانهايند و آنان خدايان ما ميباشند و اللَّه إله آنها است اين بود كه خداى تعالى در ابطال گفتار آنها ميگويد ( انهم لا يملكون فى السموات شيئا و لا فى الارض ) يعنى آنها نه در آسمانها و نه در زمين مالك چيزى نميباشند اين طورى كه شما گمان كردهايد .
2 - بعضى از مشركين چنينند كه ميگويند آسمانها و زمينها بطور استبداد از او است لكن بواسطه كواكب زيرا كه خداى تعالى عناصر و تركيبات آن طورى كه بين آنها است باتصالات و حركات و طوالع قرار داده پس غير خدا با او در زمين شركت دارند و آنان قرار دادند زمين را براى غير خدا و آسمانها را براى او ، قوله تعالى در ابطال قول آنها
( وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ )
يعنى در زمين مثل آسمانها براى او شريكى نيست و براى غير او در آن نصيبى نخواهد بود .
3 - قول كسى كه گفت تركيبات و حوادث تماما از خدا است لكن تمام امور بدست ملائكه عمّال انجام خواهد گرفت اين است كه ما بايستى ملائكه را عبادت كنيم قوله تعالى در ابطال سخن آنها است
( وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ )
.
4 - قول كسى كه گفته ما عبادت ميكنيم بتهايى را كه بر صورت ملائكهاند تا آنكه براى ما شفاعت نمايند اين است كه خداى تعالى در ابطال قول آنها فرموده
( وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ )
پس عبادت آنها به غير خدا فائده بخشش نخواهد بود زيرا كه خداوند اذن نميدهد بشفاعت كسى كه غير خدا را عبادت نمايد ( پايان )