حاكم گردانيده به اينها احسان كن سعد گفت من كسى نيستم كه براى ملامت كنندگان طرف حكم خدا را نگيرم ، سعد ببنى قريظه گفت خدا و رسولش مرا حكم قرار دادهاند كه راجع بشما حكم نمايم شما چه نظر داريد گفتند ما به حكم و داورى تو راضى ميباشيم ، سعد بن معاذ حكم نمود كه مردان آنها را بكشند و زنهاى آنها را اسير نمايند و مالهاى آنها را بين مسلمانها قسمت نمايند رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود ( اللَّه اكبر لقد حكمت فيهم به حكم اللَّه من فوق العرش ) « 1 » .
وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها
پس از كشته شدن بنى قريظه زمين و منزل آنان را مؤمنين به ارث بردند و نيز مسلمانها به ارث بردند زمينى را كه هنوز پا در آن ننهاده بودند .
بقول بعضى مقصود از زمينى كه پا در آن ننهاده بودند زمين خيبر است و بقولى زمين مكّه يا فارس و روم و بقول ديگر مقصود زمينى است كه بتاخت و تاز در آن پا ننهاده بودند ، عكرمه گفته مقصود هر زمينى است كه تا قيامت بحوزه اسلام درآيد
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
خداوند بر همه چيزها قادر و توانا است بهر كس خواهد عزّت ميدهد و بهر كس خواهد ذلّت ميدهد
( وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ )
اوّلا و بالذات عزّت و بزرگى و كبريايى مخصوص به خدا است پس از آن برسولش داده كه صفير و نماينده او است در زمين پس از آن بمؤمنين كرامت نموده زيرا كه مطيع و فرمان بردار امر خدا گرديدهاند .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها
اين آيات چنين ارائه ميدهد كه حضرت از زنهاى خود و ايراد آنان بسيار زجر ميكشيد بطورى كه گويند در سال نهم هجرت قسم ياد نمود كه يك ماه با آنان
هامش
( 1 ) بزرگ است خدا اى سعد تو بين آنها حكم كردى به آنچه خداى تعالى از بالاى عرش حكم نموده بود