ارتباط موجودات به يكديگر بواسطه دو قوّه جاذبه و دافعه غير مرئى است كه بقدرت كامله مبدء و مربّى عالم در تمام موجودات اين دو قوّه سارى و جارى است و هر موجودى را خواه ثقيل باشد يا خفيف بآنطورى كه حكمت اقتضاء نموده در محلّ خود مطابق نظام عالم نگاه ميدارد و اگر چنين قوّهاى در موجودات نبود اجزاء موجودات در هم ريزش مينمودند آرى مدبّر حكيم بقدرت تام خود تمام موجودات را پس از آفرينش بيك قوّه وحدانى بهم پيوسته بطورى كه مدار كرات متعدّده با هم تصادم ننمايند و هر يك مانع از ديگرى نگردد ، در سوره يس اشاره به همين مطلب دارد قوله تعالى
( لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ )
بعضى از دانشمندان چنين مينويسد وقتى ما نظام كليّه موجودات را در نظر مىآوريم مىبينيم تماما بيك نظام و يك علّت به اين ترتيب منظّم كه حفظ جامعه موجودات به آن مىباشد وجود دارد و آن علّت واحده قوّه جاذبه است كه مدبّر حكيم اين قوّه را در تمامى موجودات باختلاف قرار داده كه شمس و ستارهها و ماه و زمين در اثر اين قوّه در مدار منظّمى بدون تصادم سير نموده تا روز و شب و فصول چهارگانه و غيره كه وسائل حيات موجوداتند بطور منظّم موجود شوند و در ذرّات مادّه نيز بواسطه اين قوّه تغييرات پيدا شده و در نتيجه اين قوّه و از تركيب بعضى با بعضى موجود ديگرى كه داراى خاصيّت ديگرى است پديدار گردد اين وحدت قوّه منتظمه موجودات و اين اختلاف درجه و كيفيّت آن كه در هر جايى بقدرى كه لازم و كيفيّتى كه سزاوار بوده ايجاد شده بصداى بلند شهادت ميدهد كه مدبّر حكيم قادرى بيك نسق تمام موجودات را بهم پيوسته است ( پايان )
وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ
در مقام امتنان بر بشر و نفوذ قدرت تامّه ازلى خود پس از بيان اينكه آسمانها را بىستون افراشته در باره زمين نيز چهار قسم از الطاف خداوندى خود را تذكّر ميدهد اوّل - براى استحكام زمين كوههايى در آن قرار داده كه زمين محكم گردد و شما افراد بشر را تكان ندهد .