در مقام اعدام ناقه برآمدند و ناقه را پى كردند اين است كه فرموده .
فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ
قوم ثمود براى كشتن ناقه معاون خود را صدا زدند گويند نام آن كسى كه ناقه را پى كرد و كشت قدار بن سالف بن اصم بن هود نبى ( ع ) بود و وى را بمناسبت آنكه سرخ رو بود احمر ثمود مىناميدند و بروايت ديگر او را چيمر ثمود ميگفتند سر راه ناقه را گرفت و بشمشير او را كشت .
مفسرين گويند سبب كشتن ناقه دو زن بودند عشيره و صدوقه چون كه ناقه بحاصل آنها ضرر ميرسانيد ، صدوقه پسر عموى خود مصدع را بوصالش وعده داد و عشيره يكى از دختران خود را نامزد قدار بن سالف گردانيد و هر دو بر رهگذر ناقه بكمين نشستند چون ناقه از آب گذر كرد اول بمصدع رسيد او تيرى بپاى ناقه زد ناقه افتاد و قدار از كمينگاه برآمد و با شمشير ناقه را كشت و گوشت او را پاره پاره نمودند و بين خود قسمت كردند ، پس از آن بچه ناقه در كوه صنوبر بالا رفت و سه مرتبه نعره كشيد و به آسمان بالا رفت و بروايتى آن را نيز كشتند و بعد از سه روز عذاب بر آنان فرود آمد . ( منهج الصادقين )
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
در مقام چگونگى عذاب ثموديان برآمده و اشاره به اينكه پس از اتمام حجت و چنين معجزه بزرگى كه از حضرت صالح ( ع ) مشاهده نمودند كه ديگر هيچ عذرى براى مخالفت آنها باقى نمانده بود باز عناد ورزيدند و مخلوقى كه بدست قدرت الهى بدون ترتيب عادى از كوه بيرون آمده و صالح ( ع ) نيز به آنان تذكر داده بود كه اگر ناقه را بكشيد عذاب بر شما فرود مىآيد از روى عناد ناقه را كشتند آن وقت مستحق عذاب گرديدند .
( وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ )
سوره انفال آيه 51 نظر به اينكه بايستى جزا موافق عمل باشد چون ناقه را كشتند و بچه او نعره كشيد اين بود كه آنان نيز بصيحه آسمانى هلاك گرديدند اينست كه در بيان عذاب آنها فرموده :