را ارسال نموديم پس ( اى صالح ) مراقب آنان باش و ببين با ناقه چه خواهند نمود و بر اذيت آنها شكيبايى نما ( 27 )
و خبردار نما آنان را كه آب قسمت شده بين آنها و ناقه است ( هر روزى قسمت يكى از آنها باشد ( 28 )
پس قوم ثمود ياوران خود را صدا زدند و ناقه را پى كرد ( كشت )
پس چگونه بود عذاب و بيم دادن من ( 29 )
و ما بحقيقت و درستى ( در اثر پى كردن ناقه ) بر آنان يك صدا و فريادى فرستاديم و آنها از هول آن صدا مثل يك گياه خشك گرديدند ( 30 )
و محققا ما آسان نموديم قرآن را براى متذكر گرديدن آيا كسى هست ( كه بمواعظ قرآن ) متذكر گردد ( 31 )
قوم لوط تكذيب كردند لوط ( پيمبر ) را و مواعظ و تبليغات او را نپذيرفتند
ما بر آنان سنگ ريزه فرو ريختيم ( و همه آنان هلاك شدند ) مگر خاندان لوط كه در موقع سحر آنها را نجات داديم
و نجات دادن آنان نعمتى بود از نزد ما و همين طور جزا ميدهيم كسى را كه شاكر باشد
و حقيقة لوط ( ع ) آنان را از عذاب ما ترسانيده بود با اين حال شك آوردند به آن تهديد كنندهگان ،
و هر آينه به حضرت لوط گفتند كه مهمانهايت را بما بده ( براى آن عمل قبيحى كه داشتند مهمانان او ملائكهاى بودند به صورت بشر ظاهر گرديده و حضرت لوط آنان را پند ميداد كه دست برداريد و آنها درب خانه لوط را شكسته و داخل خانه شدند ) پس چشمهاى آنان را كور گردانيديم و روى آنان را هموار نموديم ( كه اصلا اثرى از چشم نماند ) پس بچشيد عذاب و تهديد مرا ( 39 )
و محققا در صبحگاه آماده نموديم براى آنها عذاب و شكنجه پاينده ،
( و گفتم به آنها ) بچشيد عذاب و عقوبت مرا و فرستاده مرا ( 40 )
توضيح آيات
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ - كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ
ثمود قوم صالح پيمبر ( ع ) بودند و شايد ( نذر ) جمع انذار باشد - يعنى طائفه ثمود