( هل ) استفهامى اشاره بعظمت و شدت و عذاب و تهديد منكرين و استبعاد از عدم تذكر و تنبه آنان است .
لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
حقيقة ما آسان گردانيديم قرآن را يعنى الفاظ و بيانات آن را طورى بيان نموديم كه فهم آن براى هر كسى آسان باشد و بتواند طريق سعادت خود را چه از طريق الفاظ و چه از طريق معانى مندرجه در آن به آسانى پيدا نمايد و نيز مردم از حال و قصص پيشينيان كه از جمله آنها حكايت نوح و طوفان و هلاكت اهل زمين بوده مطلع گردند و به بينند كيفر اعمال بد آنان چه بوده و عبرت گيرند - لكن با اينحال آيا كسى هست كه متذكر گردد و پند گيرد .
اينكه در اين سوره مباركه اين آيه را مكرر گردانيده شايد براى تأكيد در مواعظ و قصص امم سابقه و حكايت عذاب منكرين باشد و اشاره به اينكه ما حكايات پيشينيان و عذاب و سختى كه از قبل اعمال بد و انكار پيمبران بر آنها وارد گرديده خيلى واضح و روشن بلكه مكرر نموديم كه شايد زاجر و مانع آنان گردد و مردم از خوف عذاب دنيوى انديشه نمايند و بسعادت نائل گردند .
كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
پس از حكايت حضرت نوح « ع » و طوفان در مقام بيان حكايت حضرت هود نبى ( ع ) و قوم عاد برآمده براى اينكه مردم را متنبه گرداند كه به بينند چگونه بود عذاب كسانى كه مخالفت امر خدا نمودند با اينكه قوم عاد مردمان قوى هيكل و بزرگ جثه و بلند اندام و بقدرى قوى و زورمند بودند كه از كوه سنگ ميگرفتند و خانه مىساختند وقتى غضب الهى بر آنها مستولى گرديد در روز شومى مبتلا گرديدند بباد صرصر يعنى باد سخت پى در پى شايد مقصود ( از يوم نحس ) در آيه باعتبار وقوع عذاب و سخط الهى باشد كه در آن روز كافرين را فرا گرفت و آنان را هلاك گردانيد .