تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
به عهده وى است و آن را نبطاسيا نيز گويند و خزينه حفظ مدركات آن قوّه خيال است . و مدارك معانى جزئيه قوه واهمه است و خزينه آن قوه حافظه كه آن را ذاكره نيز نامند ، قوه متصرفه باعتبار استخدام نفس ناطقه آن را متفكره نامند و باعتبار استخدام قوه واهمه آن را متخيله گويند و عملش تركيب و تفصيل صور جزئيه است و غير از قوه متصرفه و قوه عاقله در باقى قوى ظاهرى و باطنى انسان يا حيوانات شركت خواهد داشت . قوه واهمه عملش بالاتر از آن سه قوه است زيرا كه ادراك معانى جزئيه مندرجه در احساسات پنجگانه ظاهرى به عهده وى است لكن ادراك معانى كليه در قوه او نيست ، و قوه عاقله كه قوه ششمى انسان محسوب ميگردد و شأن او ادراك كليات و واقعيات است انسان از حيوانات امتياز يافته . پس از بيان اين مقدمه گوئيم چون مدرك هر چيزى يعنى ادراك كننده بايستى از سنخ مدرك يعنى ادراك گرديده شده باشد و گر نه ادراك آن ممكن نخواهد بود اين است كه بقواى ظاهرى چون از سنخ طبيعيات است مىتوان علم يقينى بامور طبيعى مادى پيدا نمود لكن راجع بمعنويات و الهيات بايد مدرك آن نيز از سنخ معنويات و مجردات باشد و گر نه ادراك تحقق نخواهد پذيرفت و كسانى كه از طريق علوم طبيعى خواهند بمعنويات پى ببرند در اشتباهند مدرك مجرد بايد مجرد و فوق عالم ماديات باشد . خلاصه بايد بقوه عاقله كه مدرك كليات است بطريق صحيح روى قانون منطقى پى بالهيات برده شود نه از راه مشاعر و قواى و هميه كه فقط شأن ان ادراك امور طبيعى است اين است كه كسانى كه خواهند حقايق معنويه را از راه حسّ و بقوّه واهمه ادراك نمايند چون قوه واهمه و خيال از سنخ حقايق معنويه نيستند آنان خطاء ميكنند و علم حقيقى براى آنها ميسر نخواهد گرديد به گمان و وهم غير حقيقت را حقيقت مىپندارند اين است كه ميفرمايد اينها علم بگفتارشان ندارند .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 392 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )