ترجمه
( 43 / 62 - 40 )
اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آيا تو ( توانا ميباشى ) كه بشنوانى كران را يا راه بنمايى كوران را و كسى كه در گمراهى آشكار باشد هدايت نمايى ( 40 )
اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم اگر ما تو را بجوار رحمت خود ببريم بحقيقت ما از آنان ( در دنيا و آخرت ) انتقام كشندهايم ( 41 )
و اگر اراده نمائيم به تو بنمايانيم آنچه را از عذاب به آنها وعده دادهايم محققا ما بر آن تواناييم ( 42 )
پس اى رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم چنگ بزن و تمسك نما به آنچه بسوى تو وحى نمودهايم بحقيقت تو بر راه راستى ( 43 )
و قرآن محققا براى تو و امت تو تذكر و اندرز ( و شرف و عزتى است ) و به زودى در موقع سؤال واقع ميگرديد ( كه راجع به قرآن چگونه عمل نموديد ) ( 44 )
اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از پيمبرانى كه پيش از تو بودند سؤال كن كه آيا ما غير از خداى رحمن خدايانى براى آنان قرار داديم كه آنها را پرستش نمايند ( 45 )
و ما موسى را بحقيقت فرستاديم بسوى فرعون و گروه او با آيات و معجزاتى ( كه شاهد و دليل پيمبرى او باشد ) پس موسى به آنان گفت من فرستاده پروردگار عالميانم ( 46 )
پس از آنكه موسى با معجزاتى از نزد ما آمد در آن حال آنان از آن معجزات ميخنديدند ( و موسى را مسخره مينمودند ) ( 47 )
و به آنها معجزهاى نشان نداديم مگر آنكه از خواهرش بزرگتر بود ( يعنى هر معجزهاى بزرگتر از معجزه جلوتر بود ) و آنها را به عذاب گرفتيم شايد كه بازگشت نمايند ( 48 )
( فرعونيان بموسى ) گفتند اى ساحر بخوان پروردگار خودت را به آنچه نزد تو است از عهدى كه پروردگار تو با تو بسته است حقيقتا ما هدايت شدگانيم ( 49 )
پس از آنكه بدعاى موسى عذاب را از آنها برداشتيم در همان حال آنان عهد خود را ميشكنند و از آنچه گفته بودند برگشتند ( 50 )
و فرعون در گروه خود ندا داد و گفت اى جماعت آيا من مالك ملك مصر نيستم و اين نهرهايى كه از زير قصر من جريان دارد آيا چرا شما ( عظمت و حشمت مرا ) نمىبينيد ( 51 )
آيا من بهترم يا اين ( موسى ) كه خوار و ضعيف و بىمقدار است ( 52 ) و به جهت لكنت زبان